السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )
142
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )
باز مىدارم » « 1 » و ديگر رفتارها ، نمونههايى از اين حاكميّت تشريعىاند كه بعدها آن را اجتهاد ناميدند ، همراه با اين رويكرد كه شأنِ خلفا را به سطح پيامبر بالا آوردند و منزلتِ پيامبر صلى الله عليه و آله را در سطحِ مجتهدى كه طبق ظن فتوا مىداد ، فروكاستند . اين پروژه آنان را به بستن باب نقل و تدوين حديث واداشت و گرنه ميان فتواهاى خليفه و بيان تشريعات آسمانى به وسيله پيامبر صلى الله عليه و آله اختلاف رخ مىداد . 4 . محيط و جامعه و تأثير آن بر انديشهها و فرهنگها نيز يكى از عوامل است ؛ چراكه مانعان در محيطى پرورش يافته بودند كه كتابت و تدوين به اندازه شعر و روزهاى تاريخى عرب و فخر فروشى ها بر يكديگر ( و چيزهاى مشابه آن ) در كانونِ توجّه قرار نداشت و پيداست كه بزرگنمايى اين امور - به حكم ضرورت تاريخى - با فرهنگ اسلامى در تضاد مىافتاد . در اينجا به خواننده محترم يادآور مى شويم كه ما عامل دوم و سوم را بيش از دو عامل ديگر مركز توجه خود قرار مى دهيم ؛ چرا كه پرداختن به بيانات تفسيرى صحابه و تأثير محيط وجامعه بر منع از تدوين ، پژوهشى مستقل مى طلبد كه آن را به زمانى ديگر موكول مى كنيم و تنها به اشاره اى گذرا به اين دو عامل در ضمن بحث اصلى خود بسنده مى كنيم . اكنون تفصيل ديدگاهمان را در ضمن دو محور تبيين مىكنيم . محور اول : رشد و تكامل انديشه خود اجتهادي اگر پژوهشگر تاريخ اسلام نسبت به موضع گيرى هاى صحابه در دوران رسالت وتشريع ، درنگى نمايد ؛ مى يابد كه صحابه در صدر اسلام از نظر چگونگى برخوردشان با رواياتِ پيامبر صلى الله عليه و آله دو دسته مىشدند : دسته اول ، روشِ طاعت و امتثالِ مطلقِ احكام خدا و رسول را در پيش گرفتند ؛ زيرا : الف ) اين احكام ، افزون بر قداستِ پيامبر صلى الله عليه و آله بدان اعتبار كه از سوى ذاتِ بارى تعالى صادر شده بود ، مقدس دانسته مىشد .
--> ( 1 ) . شرح معانى الآثار 2 : 146 ؛ التمهيد ( ابن عبدالبر ) 8 : 355 ؛ المحلّى 7 : 107 ؛ احكام القرآن ( جصّاص ) 2 : 152 .