محمد باقر اديبى لاريجانى

96

مرزدار مكتب اهل بيت ( ع ) ( سيرى در احوال وافكار وآثار مرحوم علامه عسگرى " ره " ) ( فارسى )

تاريخى - بيش از هفتصد نقل و روايت تاريخى مىشد - كه از سال آخر عمر پيامبر تا سال 36 ه . ق را در بر مىگرفت و بسيارى از مهمترين سال‌هاى عمر اسلام را زير و رو مىساخت ، و شب را روز مىكرد ، و روز را شب ، و نبود به بود تبديل مىشد ، و بود به نبود ، حل شده بود . شادمانى من حد نداشت در ميان اين مجموعه داستان « عبد اللّه بن سباء » نيز وجود داشت ، « عبد اللّه بن سباء چه كسى بود ؟ » او طبق نقليات جعلى سيف بك يهودى اهل صنعاء يمن بود كه از وطن خود كوچ كرده و به مراكز اصلى عالم اسلام آمده بود . وى طبق نقل سيف به ظاهر مسلمان شده امّا در واقع منافقى خطرناك بود كه به شهرهاى مركزى اسلام مثل كوفه و بصره و اسكندريه سفر مىكرد ، و چيزهائى از اصول عقائد يهودى - مثل وصايت و رجعت - را به مسلمانان ساده دل تبليغ مىنمود . در بخشى از اين نقليات آمده بود اينكه پاره‌اى از مسلمانان - صحابى و تابعى - امثال ابوذر ، عمار ياسر ، محمّد بن ابى بكر ، محمّد بن ابى حذيفه ، مالك اشتر ، زيد ، و صعصعه فرزندان صوحان عبدى و . . . به علاقه‌مندان سر سخت امير المؤمنين على عليه السلام تبديل شده و از وصايت ايشان طرفدارى مىكردند ، نتيجه تبليغ اين يهودى كينه‌ورز و حيله‌گر بود . اين يكى از حرف‌هائى بود كه در نقليّات سيف آمده و شاخه و برگ يافته بود و تشيّع و طرفدارى از اهل بيت را مواجه سؤال و مشكلى بسيار جدّى كرده بود . امّا بررسى اطلاعات رجال‌شناسى در مورد شخصيّت سيف نشان مىداد كه او به شدت از قبيله خود تميم و از تيره بزرگ عدنانى كه حكومت بعد از پيامبر را به چنگ آورده بودند ، دفاع مىكند ، و در مقابل مىكوشد تيره قحطانى كه انصار شهر مدينه از آنها بودند ، و بسيارى از بهترين ياران امير المؤمنين عليه السلام در ميانشان وجود داشت را به انواع مختلف بد نام و حذف كند . يادداشت‌ها وقتى تكميل شد و به صورت رساله‌اى در آمد پدربزرگم يعنى مرحوم آيت اللّه ميرزا محمّد طهرانى كه بر بحار علّامه مجلسى مستدركى بزرگ داشت و خاتم المحدثين شمرده مىشد به من مىگفت : آقا مرتضى اگر بتوانى