محمد باقر اديبى لاريجانى
97
مرزدار مكتب اهل بيت ( ع ) ( سيرى در احوال وافكار وآثار مرحوم علامه عسگرى " ره " ) ( فارسى )
اثبات كنى كار بزرگى انجام دادى ! ؟ و بعدها وقتى شيخ راضى آل يس مجتهد نامدار شيعه اين كتاب را ديد ، و از نام آن كه من در ابتدا « احاديث سيف » گذارده بودم - چون چيزى جز روايات نقل شده از سيف در آن نبود - مطلع شد ، پيشنهاى فرمود : كه مردم سيف را نمىشناسند ؛ لذا كتاب توجه كسى را به خود جلب نخواهد كرد ؛ بنا بر اين ، بهتر است كه آن را به نام « عبد اللّه بن سباء » موسوم كنى كه در عالم عربى به مناسبت تبليغات دشمنان تشيّع شناخته و معروف است . بعد از اين مؤلّف به ايران براى زيارت امام ثامن و ضامن عليه السلام مىآيند ، در اينجا در پرس و جوى يك چاپخانه خوب ، به چاپخانه مجلس شوراى آن روزگار راهنمائى مىشوند ، كتاب به اين مطبعه سپرده مىشود ؛ اما آنقدر غلط در مىآيد كه گوئى اصحاب آن مطبعه اصرار بر غلط چاپ كردن داشتهاند ، از آنجا كتاب را باز پس گرفته و به همراه خود به عراق برده و در چاپخانههاى نجف به چاپ مىسپرند ، آنها هم در غلط چاپ كردن كم نمىگذارند ؛ لذا با اينكه كتاب نشر شده و به بازار كتاب نجف و عراق رفته بود آن را جمع كرده و به صورت شخصى به هديه نزد اهل نظر و تحقيق فرستاده مىشود . كتاب صدا كرد و در مجامع علمى تكان شديدى ايجاد كرد كه به دنبال آن دو نقد در مجله الأزهر مصر نوشته مىشود البته قبل از اينكه كتاب به چاپ سپرده شود ايشان به يك مسئله مهم توجه مىكنند و آن اينكه به نظرشان مىرسد ، گوئى پارهاى از قهرمانان داستانهاى سيف كه به ظاهر به عنوان صحابى معرفى مىشوند ، وجود خارجى ندارند ، و گوئى علاوه بر اين داستان ابن سباء ، داستانهاى دروغين بسيار ديگرى در تاريخ اسلام راه يافته و از اينجا در بسيارى از قهرمانان و نامآوران ترديد مىكنند . خود ايشان در مقدمه جلد اول خمسون و مائة آوردهاند : « من هنوز به فصول مختلف كتاب عبد اللّه بن سباء كه تازه به پايان رسيده و به چاپ سپرده مىشد ( چاپ اوّل 1375 ه . ق . ) مراجعه مىكردم و مباحث آن را از نظر دقت براى آخرين بار مىگذراندم كه برايم حقيقت تازه و