محمد باقر اديبى لاريجانى

100

مرزدار مكتب اهل بيت ( ع ) ( سيرى در احوال وافكار وآثار مرحوم علامه عسگرى " ره " ) ( فارسى )

بشود « محمّد عبده ساعدى » كه مدير مدارس ما در عراق بود را به مصر گسيل داشته تا اجراى قرارداد را دنبال كند ، عميد كليه اصول الدين الأزهر مردى كم تعصب بود ؛ اما در آن روزگار خمسون و مائة صحابى مختلق در مصر سر و صدا كرده بود لذا رئيس كليه نمىخواست مسئوليت قبول دانشجويان كليه اصول الدين عراق كه از سرزمينى مىآمدند و از دانشكده‌اى فارغ التحصيل مىشدند كه خمسون و مائة را نشر كرده است ، به عهده بگيرد ، و از اينجا بود كه مجلس مشورتى از سه تن از اساتيد الأزهر تشكيل داد كه محمّد عبده ساعدى در آنجا به عنوان ناظر شركت كند . مجلس مشورتى تشكيل شد ساعدى در آن شركت كرد اساتيدى كه در آن مجلس حضورداشتند با ديدن ساعدى به اعتراض شديد گفتند : « شرف الدين طلّع ابو هريره و العسكرى طلّع خمسون و مائة صحابى مختلف ما بدّنا الّا ان نأخذ الائمه بتّاع الشيعه » . « 1 » والبته از اجراى قرار داد مبادله دانشجو سر باز زدند ، و قرار داد به باد فنا رفت » . در اين ميان وهابيّان بيشتر از همه به مشكل دچار مىشوند زيرا شيخ الاسلام آنها - بلكه بنيان گذار بلكه همه چيز آنها - يعنى ابن تيميه مهمترين دلائل خود را در مقابل تشيّع بر همين مطالب استوار كرده است . يك استاد از كشور سعودى در روزنامه « المسلمون » در روز جمعه 12 ربيع الآخر سال 1418 مىنويسد : « اين نظريه نابود ساختن و تخريب كامل مجموعه‌اى از كتب است كه هر يك كتابى ممتاز در مواريث علمى و دينى ما هستند ، كتاب‌هائى كه قرن‌ها مورد اعتماد و وثوق بوده‌اند ! ! مثلًا كتاب منهاج السنه نوشته شيخ الاسلام ابن تيميمه كه تشكيك در اصالت وجود « عبد اللّه بن سباء »

--> ( 1 ) . كلمات و جملات بر لهجه عاميامنه مصرى ادا شده است ، و معناى آن اين است : « شرف الدين كتاب ابو هريره را نشر كرده ( و او را خراب كرده است ) و عسكرى كتاب خمسون و مائة صحابى مختلف را نشر كرده ( و صحابه را خراب كرده است ) پس چاره‌اى براى ما نيست جز اينكه ائمه شيعه را بپذيريم و صحابه را به عنوان اركان دين رها كنيم .