السيد مرتضى العسكري ( كوشش دشتى )

53

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى )

--> - چرا كه در لغت ، خليفهء هر شخص ، يعنى كسى كه در غياب او كار او را انجام مىدهد . ( مفردات راغب ، ذيل مادهء خلف ) كار اصلى پيامبر اكرم ( ص ) و همهء پيامبران الهى ، بنا به نصّ قرآن كريم ، تبليغ دين خدا به مردم است : « و ما على الرّسول الّا البلاغ » [ مائده / 98 ] ، « فهل على الرّسل الّا البلاغ المبين » [ نحل / 35 ] ، و نه حكومت كردن . لذا ، غالب پيامبران ، حكومت ظاهرى نداشته‌اند ، مانند حضرت عيسى ، يحيى ، زكريا و نوح عليهم السّلام . و نيز اين معنى اصطلاح شرعى نيست و در حديث پيامبر ( ص ) ، مراد از خليفة الرّسول به شخصى كه حديث و سنّت پيامبر ( ص ) را روايت مىكند آمده « قال ( ص ) : الّذين يأتون من بعدي يروون حديثي و سنّتي » . ( معانى الاخبار صدوق ص 374 - 375 ؛ من لا يحضره الفقيه 4 / 420 ؛ الفتح الكبير سيوطى 4 / 233 ؛ شرف اصحاب الحديث خطيب بغدادى ص 30 ) همچنين مراد از آن ، خليفة اللّه هم نيست ؛ زيرا خليفة اللّه به شخصى گفته مىشود كه خداوند او را معيّن فرموده تا دين خدا را از طريق وحى ( اگر پيامبر ( ص ) است ) و يا به واسطهء پيامبر ( ص ) ( اگر وصىّ پيامبر ( ص ) است مانند ائمّه عليهم السّلام ) بگيرد و به مردم ابلاغ كند . البتّه حكومت ظاهرى نيز جزء شؤون اين خلافت الهى است ، و خليفة اللّه خود ، وظيفه‌اى در جهت گرفتن آن ندارد ، مگر آنكه مردم گرد او جمع شوند و از او بخواهند كه حاكم شود و او را در اين امر يارى دهند ، مانند پيامبر اكرم ( ص ) كه در مدينه به دليل بيعت و يارى مردم توانست تشكيل حكومت دهد ولى در مكّه ( چون مردم نخواستند و يارى نكردند ) بدين كار قيام ننمود و به وظيفهء اصلى خود ، كه ابلاغ دين خدا بود ، اكتفا كرد . در مورد امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) نيز وضع به همين‌گونه بود . وظيفهء اصلى ايشان و همهء ائمه ( ع ) ، همچون پيامبر ( ص ) ، حفظ دين خدا و ابلاغ آن به مردم بود ، و البتّه اگر مردم مىخواستند و آن حضرت را يارى مىكردند ، ايشان قيام به حكومت نيز مىكرد و اين كار برايشان واجب مىشد ، لكن مردم نخواستند و نيامدند جز سه نفر ( تاريخ يعقوبى 2 / 105 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 2 / 4 ) يا چهار و پنج نفر ( شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، تحقيق محمّد ابو الفضل ابراهيم 2 / 47 ) ؛ چنان‌كه آن حضرت خود -