السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

38

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى )

برگزيد ؛ و پر واضح است كه آنها هنگامى كه دربار اموى را سروسامان مىدادند ، فرهنگ و آداب و افكار خويش را رها نكرده و آن را با خود به دربار خلافت اموى آورده‌بودند . اضافه برآنكه ، پايتخت معاويه در شام ، پيش از آن ، مركز نصاراى بيزانسى روم شرقى و داراى تمدّنى كهن و ريشه‌دار بود و معاويه وارد چنين محيطى شده‌بود . امّا خود معاويه ، او در مركز غليظترين افكار و عادات قبيلگى دوران جاهليت نشو و نما كرده‌بود ؛ جاهليتى كه با اسلام و فرهنگ اسلامى با شدّت هرچه تمامتر جنگيد و در نهايت ، در سايه شمشير اسلام از شرارت بازايستاد ! او در چنين محيطى پديدار و پرورش يافت و پس از فتح مكه ، از مكه به مدينه و از جاهليت به اسلام درآمد ، و در جامعه نوپاى اسلامى نيز درنگ چندانى نكرد تا پرورش و تربيت اسلامى يابد و چنان شود كه بر جامعه روم و تمدّن ريشه‌دارش تأثير گذارد ، بلكه اين او بود كه از آن متأثر شد ! معاويه چنان بود كه اعتراضات ديگر صحابهء پرورش يافته در مكتب اسلام را نيز برنمىتافت ، و كسانى چون : ابوذر و ابودرداء و قاريان و مفسّران كوفه را تبعيد و از محدوده خويش دور مىكرد « 1 » . همه اين عوامل باعث شد تا مكتب خلفا در دوران معاويه ، با رنگ و بوى فرهنگ اهل كتاب آميخته گردد ، و اين عوامل تا به امروز هم مورد نقد

--> ( 1 ) . مراجعه كنيد : نقش عايشه در تاريخ اسلام فصل همراه با معاويه ؛ و شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابىالحديد ، چاپ مصر ، ج 1 ص 159 - 160 .