السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
33
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى )
و « رَجاءبنابيسَلَمه » گويد : به من خبر رسيد كه معاويه مىگويد : « بر شما باد كه احاديث پذيرفته شده زمان عمر را روايت كنيد ، چون او ( عمر ) مردم را از بيان و روايت حديث رسولخدا ( ص ) مىترسانيد ! « 1 » » طبرى گويد : معاويه هنگامى كه « مُغيرة بن شُعبهً » را در سال 41 هجرى به فرماندارى كوفه منصوبكرد ، او را خواست و گفت : « مىخواستم مطالب بسيارى را به تو گوشزد كنم كه همه را به خاطر اعتماد به تيزبينىات رها مىكنم ولى سفارش به يك هدف را رها نمىكنم و آن : « دشنام و بدگوئى به على ، رحمت و غفران براى عثمان ، عيبجوئى و راندن اصحاب على ، و بخشش و جوشش با ياران عثمان است ، كه نبايد آن را رها كنى ! » مغيره گفت : « من تجربه ديده و تجربه شدهام . پيشتر براى غير تو كارگزارى كرده و عيبم نكردهاست . تو هم يا مىستائى يا مذمت مىكنى ! » معاويه گفت : « بلكه ستايش مىكنم انشاءالله ! » « 2 » .
--> ( 1 ) . تذكرهً الحفاظ ذهبى ، ج 1 ص 7 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، حوادث سال 51 هجرى ، ج 2 ص 112 - 113 و ص 38 ؛ تاريخابناثير ، ج 3 ص 102 . و امّا مغيرة بن شُعبهً بن عامر ثقفى ، در سال جنگ خندق اسلام آورد و علت اسلام آوردنش را را واقدى در ج 2 مغازى ص 595 - 598 ، چنين آورده است كه ، او با چهارده نفر به نزد « مقوقس » رفت و او ، همراهان مغيره را بر مغيره ترجيح داد يعنى بديشان اموال و متاعى داد كه به مغيره نداد . پس چون بازگشتند و نزديك خيبر و مدينه رسيدند شراب بسيارى نوشيدند و مست شدند ولى مغيره اندكى نوشيد و سيزده نفر همراهانش را كه مست شدهبودند همگى را كشت الّا يكنفر كه او گريخت و اموال و متاعشان را برداشت و نزد پيامبر آمد و اسلام آورد . پيامبر فرمود : من خمس آن را نمىگيرم . اين مكر و فريب است ؛ و لذا عمويش « عروة بن مسعود » ديه سيزده نفر را به جاى او پرداخت . باز هنگامى كه در بصره حكومت مىكرد ، جمعى به زناى او شهادت دادند و خليفه عمر يكى از شاهدان را ترسانيد تا شهادتش با ديگران يكسان نشود و حدّ زنا از او برداشتهشود . مراجعه كنيد : عبداللهبنسبا ، ج 1 ، فصل زناى مغيره . عاقبت در سال 50 هجرى در حالى كه والى كوفه بود درگذشت . اصحاب صحاح 136 حديث از او روايت كردهاند . شرح حال او در اسدالغابه و جوامعالسيره ص 278 آمدهاست .