السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
32
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى )
آرى ، ابوذر به خاطر مخالفت با فرامين حكومتى ، شهر به شهر ، تبعيد شد تا آنگاه كه در سال 31 هجرى ، در « رَبَذة » ، رانده و تنها بدرود حيات گفت . اين روش تا نيمهء اوّل خلافت عثمان جارى بود ، ولى در نيمه دوم هنگامى كه سيطرهاش شكست و كسانى چون « امالمؤمنين عايشه » و « طلحه وزبير » و « عمروبنعاص » و ديگر صحابه و تابعين با او درگير شدند ، مانعى براى روايت سنت رسولخدا ( ص ) از سوى صحابه باقى نماند و در اين عصر بخشى از آن منتشرگرديد ولى تدوين نگرديد . 4 . در زمان امام على ( ع ) : صحابه ، در زمان امام على ( ع ) ، بخش عمدهاى از سنّت رسولالله ( ص ) را ، كه در دورههاى پيشين ممنوع بود ، روايت كردند و از اينجا ، اختلافات ميان سنّت رسولخدا ( ص ) و اجتهادات شخصى خلفاى سهگانه آشكار گرديد ، اختلافاتى كه ، آنها را در آخر فصل چهارم كتاب « معالم المدرستين » آوردهايم . اينها نمونه خطراتى بود كه در زمان خلفاى سهگانه صحابه را تهديدمىكرد تا از نشر احاديث رسولخدا ( ص ) پرهيز كنند ، كه البته آن را مبهم و سربسته عنوان مىكردند و به علت منع ، تصريح نمىكردند . 5 . در زمان معاويه : « عبداللهبن عامر يَحصُبى » گويد : از زبان معاويه بر فراز منبر دمشق شنيدم كه مىگفت : « اى مردم ! از روايت احاديث رسول خدا ( ص ) بپرهيزيد ! مگر حديثى كه در زمان عمر روايت مىشد ، چون عمر مردم را در راه خداى عزّوجلّ مىترسانيد « 1 » »
--> ( 1 ) . تاريخ دمشق ابنعساكر ، مخطوطه مجمع علمى اسلامى ، ج 9 قسمت دوم ص 236 - 237 ب ؛ شرف اصحابالحديث ، ص 91 .