السيد مرتضى العسكري ( مترجم : اديبى لاريجانى )

92

صلاة أبي بكر ( آخرين نماز پيامبر ) ( فارسى )

در دامان على ( ع ) قرار داد و از حال رفت تا زمانى كه از فرا رسيدن وقت نماز ، آگاه شد . . . . « 1 » شيخ مفيد مىگويد : عايشه گفت : بگوييد ابو بكر ، با مردم ، نماز بگزارد . حفصه گفت : بگوييد عمر با مردم ، نماز بگزارد . هنگامى كه پيامبر خدا ( ص ) سخنان عايشه و حفصه را شنيد و علاقهء شديد هر كدام از آنها را به امامت يافتن پدرانشان و فريفتگىشان را در اين كار - در حالى كه ايشان ، هنوز زنده بود - ، مشاهده كرد ، فرمود : « دست برداريد ! شما ، همانند زنان اطراف يوسف هستيد » . سپس آن حضرت ، شتابان ، از بستر برخاست ، به جهت ترس از اين كه مبادا يكى از آن دو براى اين كار ، پيشى بگيرند ، در حالى كه حضرت ، به هر دو امر كرده بود تا با اسامه ، از شهر خارج شوند و نزد پيامبر خدا ( ص ) شكّى باقى نمانده بود كه آن دو ، سرپيچى كرده‌اند . پس هنگامى كه حضرت ، سخنان عايشه و حفصه را شنيد ، دانست كه ابو بكر و عمر ، از فرمان ايشان ، سرپيچى كرده‌اند . لذا براى جلوگيرى از فتنه و از بين بردن شبهه ، با شتاب ، از جا برخاست ، در حالى كه از شدّت ضعف ، توان ايستادن بر پاهايش را نداشت . پس على بن ابى طالب ( ع ) و فضل بن عبّاس ، زير بغل‌هاى پيامبر ( ص ) را گرفتند و حضرت ، بر آن دو ، تكيه كرده ، به راه افتاد ، در حالى كه پاهاى مباركش از ضعف و ناتوانى ، بر زمين كشيده مىشد .

--> ( 1 ) . بنا بر روايت علّامه مجلسى در بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 485 .