السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )

24

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )

آگاه باشيد كه آن چه را كه پيغمبر خدا حرام كرده ، مثل اين است كه خدا حرام فرموده است . 2 - در « سنن » ترمدى ، و ابن ماجه ، و « مسند » احمد ، و نيز « سنن » ابوداود از قول « عُبيد الله بن ابى رافع » « 1 » از پدرش آمده است كه رسول خدا فرمود : آگاه باشيد ، نبينم يكى از شما را خوش بر مسند خويش تكيه داده ، امرى را كه من به انجام آن دستور داده يا از آن نهى نموده‌ام بر او عرضه كنند و او بگويد : نمىدانم ! من آن چه را كه در كتاب خدا ببينم عمل مىكنم ! ! جملهء آخر حديث بالا در « مسند » احمد چنين آمده است : من اين را در كتاب خدا ندايده‌ام ! ! 3 - در « سنن » ابوداود ، « كتاب خراج ، باب تعشير اهل ذمه » از قول « عرباض بن ساريه » « 2 » آمده است كه گفت : ما با پيغمبر وارد خيبر شديم ، در حالى كه چند نفر از اصحاب ، رسول خدا را همراهى مىكردند ، رئيس خيبريان كه مردى سخت خشن و عصبانى به نظر مىرسيد قدم پيش گذاشت و گستاخانه به رسول خدا گفت : اى امحمد ! اين درست است كه حيوانات ما را بكشيد ، و ميوه‌هاى ما را بخوريد و زنان ما را آزار برسانيد ؟ ! پيغمبر خدا از اين موضوع سخت خشمگين شد ، پس روى به « عبدالرحمن عوف » كرده فرمود : بر اسبت سوار شو ، و در ميان مردم فرياد برآور كه « بهشت جز به مؤمنان روا نباشد » و بگو كه مردم براى اداى نماز جمع شوند . عرباض مىگويد :

--> ( 1 ) . عبيدالله ابو رافع فرزند « ابو رافع » آزاد كردهء رسول خدا است . عبيدالله كتابت ديوان اميرالمؤمنين ( ع ) را به عهده داشت . او از ثقات محدثين طبقهء سوم به حساب مىآيد و احاديث او را تمام نويسندگان كتاب‌هاى حديث ثبت كرده‌اند . « تقريب التهذيب » ( 1 / 532 ) شمارهء 1441 . ( 2 ) . ابونجيح ، عرباض بن ساريهء سلمى از رسول خدا 31 حديث روايت كرده و اصحاب صحاح به جز « بخارى و مسلم » همهء آن‌ها را نقل كرده‌اند . عرباض در سال 75 هجرى يا فتنهء ابن زبير رخت از جهان بربسته است . « اسد الغابه » ( 3 / 399 ) . « جوامع السيره » صفحهء 281 ، و « تقريب التهذيب » ( 2 / 17 ) .