السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )

70

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )

اختلافى آشكار دارد . و نيز در سخن ابن حجر اين مطلب آمده است كه ابو مفزر تميمى به علت شراب خوارگى و بنا به دستور عمر خليفه حد خورده است . در صورتى كه موضوع حد خوردن پاره‌اى از اشخاص بر اثر شراب خوارگى و به دستور عمر ، در سه داستان جداگانه از احاديث سيف آمده و در هيچ يك از آنها نامى از اسود بن قطبه و اشعار او ديده نمىشود ، و شايد چيزى كه باعث آن شده تا سيف نام چنان صحابى خود آفريدهء بزرگوارى را با آن همه جلالت قدر و نبالتشان كه در رزم‌گاه « بهر سير / ويه اردشير » فرشتگان بر زبانش سخنى پارسى گذاشته و تنها با آن سخن اعجاب انگيز ، پارسيان جا خالى كرده از رزم‌گاه گريخته‌اند ! اين باشد كه شراب ، و شراب خوارگى در مذهب سيف كه متهم به زندقه بوده است امرى عادى و غير قابل ملاحظه است ! مواردى ديگر از اشتباه در نسخه بردارى ! حموى در « معجم البلدان » در واژهء گرگان پس از نقل سخنان سيف در چگونگى فتح آن جا دو بيت شعر زير را از « سويد بن قطبه » شاهد آورده است . هان به فاميل تيرهء اسيد از بنى تميم بگو كه ما در سرزمين گرگان ، در مرغزارهاى سبز و خرم سر مىكنيم . آن گاه كه گرگانيان از حمله و جنگ ما به هراس افتادند ، فرمانروايشان در پيشگاه ما سر فرود آورده ! « سويد بن قطبه » هم تصحيفى از « اسود بن قطبه » مىباشد كه نسخه بردار را به هنگام رونويسى از كتاب چنين اشتباهى دست داده است . طبرى نيز طى داستانى از سيف بن عمر ، متن پيمان نامهء صلحى را كه « سويد بن مقرن » با اهالى گرگان بسته است آورده ، كه پاى آن را « سواد بن قطبه » به عنوان گواه امضاء كرده است كه اين « سواد » نيز تصحيفى است از اسود و اشتباهى از نسخه بردار . بررسى اسناد اين داستان در سند احاديث سيف نام اين راويان به چشم مىخورد : « محمد ، بحر بن فرات عجلى ، سماك بن فلان هجيمى از پدرش ، انس بن حليس ، زياد ، مهلب ، مستنير بن يزيد از برادرش و او از پدرش ، كليب بن حلحال ذرى از پدرش ، و او « مردى » بدون نشانه و مشخصات ، و دو نفر مجهول الهويهء ديگر ، و نيز عامر ، و مسلم ، و ابن امامه ، و ابى عثمان عطيه ، و طلحه » ، كه براى اينان تعريفى و مشخصاتى در