السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )

43

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )

فراهم كرده به اصالت تمام قطعات آن ايمان و اطمينان پيدا كرده باشد و به ناگاه خِبره و باستان شناسى آگاه بيابد و بگويد كه همهء اين‌ها تقلبى و بدلى هستند ، واضح است كه دارندهء آن مجموعه ساكت نخواهد نشست ، و در برابر اظهار آن كارشناس بى تفاوت نخواهد ماند ! خلاصهء آنچه گذشت گفتيم علم تاريخ و ديگر منابع و مصادر اسلامى پايه‌اش بر روايت گذاشته شده است . به اين ترتيب كه براى اظهار مطلبى ، هر نسل به نسل پيش از خود ، و هر راوى به راويى كه زمانش بر او مقدم است استناد كرده تا به زمان و منبع خبر برسد . در انى راه كسانى چون « طبرى » يافت مىشوند كه منبع يا منابع خبرى خود را به نام معرفى مىكنند ، و برخى نيز مانند « مسعودى » به معرفى اسناد و منابع خبرى خود نمىپردازند . چون قرار بر اين بوده است كه روايت را متأخر از متقدم خود بگيرد ، هرگاه بك خبر را به يكسان ، هم نزد متقدم ببينيم و هم نزد متأخر سند روايت خود را مشخص و معرفى نكرده باشد ، مىگوييم : اين خبر را شخص متأخر از متقدم خود گرفته است . هم چنان كه ديديم حدود ده قرن ، دانشمندان افسانهء سبائيان را تا زمان ما دست به دست به يك ديگر رد كرده‌اند ، در حالى كه سند تمام آنها به شخص سيف كه از نظر زمانى بر همهء آنها مقدم بوده است منتهى مىشود . زيرا در يافتيم كه آغاز فعاليت سيف در ربع اول قرن دوم هجرى بوده و تمام نويسندگان اسلامى كه پس از او آمده و چنان افسانه‌هايى را در كتاب‌هاى خود نقل كرده‌اند ، سخن از او گرفته‌اند . همچنين در يافتيم كه تعصب خشك و مذموم قبيله‌اى در زمان سيف غوغا مىكرده تا آن جا كه افراد متعصب قبايل « عدنان و مضر » را وا مىداشته تا اشعارى در بد نام ساختن و به لجن كشيدن افراد قبايل « قحطانى و يمانيان » بسرايند و از خود تعريف و تمجيد به عمل آورده افتخارات خود را به رخ ايشان بكشند . قحطانيان نيز به همين راه رفته و در مذمت مضريان و نزاريان به هيچ روى كوتاهى نكرده‌اند . در اين پيكار تعصب ، سيف با خلق افسانه‌هايش كه سراپا مدح و ستايش عدنانيان ، و قدح و ناسزا و سركوفت به يمانيان قحطانى است ، گوى سبقت را از همهء متعصبان دو قبيله ربوده است . عراق ، زادگاه سيف را نيز محل تجمع و تمركز زنديقان يافتيم كه با تمام قوا