السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )
41
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )
سخن از خالد وليد در تمام كتابهاى سيده و حديث ، و طبقاتى كه به هيچ روى خود را به سخنان سيف ، و دروغهايش و افسانههايش نيالودهاند ، آمده است . به اين ترتيب ما دربارهء صحابهاى كه وجودش مورد شك و ترديد قرار مىگيرد به بحث و تحقيق مىپردازيم ، و پس از سير در تمام مراحل ياد شده در پايان بحث خود ، با توجه به اسناد حديث ، و متن سخن سيف ، نتيجهاى را كه به دست آورده باشيم اعلام مىكنيم . با توجه به آن چه گذشت ، و پس از مراجعه به مباحث اين كتاب ، جايى براى شك و ترديد باقى نمىماند كه نقش آفرينان و اصحابى كه به برخى از آنها اشاره كرديم همگى آفريدهء خيالات سيف بن عمر تميمى بوده وجود خارجى نداشتهاند . اما همين نتيجه قاطع ، شگفتى و ناباورى گروهى را كه سر و كارى با بحث و تحقيق علمى ندارند برانگيخته تا آن جا كه فى المثل مىگويند : « مگر شدنى اس كه سيف همهء اينان را آفريده باشد ؟ ! و تارخى زاييده خيالات خود بنويسد ؟ ! آدمى از اين همه نيروى تخيل و نقش آفرينى غرق تعجب و شگفتى مىشود ! ! » در پاسخ مىگوييم : مگر چه مانعى دارد ؟ در حالى كه خود شما مشابه آن را در داستانهاى جرجى زيدان ، مقامات حريرى ، داستانهاى عنتره ، هزار و يك شب ، كليله و دمنه و هزاران مانند آن را در ادبيات و حكمت از زبان داستان سرايان و رمان نويسان و نويسندگان در هر زبان سراغ داريد كه از فكر و انديشهء خلاق خود نقش آفرينان داستانهاى خود را آفريده و با قلم سحار خويش شاهكارهاى بديع و جذاب و دلنشين خلق كردهاند كه هرگز وجود خارجى نداشتهاند ؟ « 1 » چه مانعى دارد كه سيف هم مانند يكى از اين همه داستان سرايان و افسانه پردازها باشد ؟ و هيچ تعجب و شگفتى هم ندارد ، بلكه تعجب و شگفتى اين جا است كه برخى از مورخين بر افسانههاى سيف اعتماد كرده آنها را باور داشته و در مقابل ، حقايق مسلم و درست را ترك و مهمل گذاشتهاند ! مىگويد : چطور شده است كه اين همه افسانه ، و نقش آفرينان ساختگى سيف مدت دوازده
--> ( 1 ) . و آنها را چنان با زمان و مكان واقعى تلفيق كردهاند كه همان نقش آفرينان خيالى و افسانهاى جزئى از حقايق مسلم و واقعى به حساب مىآيند . شاهكارويكتور هوگو در كتاب بىنوايان ، تولستوى در كتاب جنگ و صلح و مانند اينها از نويسندگان بنام را مىتوان در اين مورد نام برد . ( مترجم )