السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
107
على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى )
نقد و بررسى هر دو روايت الف ) بررسى سند اين دو روايت از وهب بن منبه و حسن بصرى است كه ما پيش از اين شرح حالشان را بيان داشتيم . اضافه بر آن ، اين دو نفر كه سالها پس از رحلت رسول خدا صلىاللهعليهوآله به دنيا آمدهاند ، چگونه از داستانى كه در زمان رسول خدا صلىاللهعليهوآله پديد آمده آگاه شده و آن را به صورت ارسال ، و بدون ذكر سند و مدرك ، روايت كردهاند ؟ ب ) بررسى متن اساس و پايه روايت بر آن است كه : جمال بىحجاب زينب در ديدارى ناگهانى ، رسول خدا صلىاللهعليهوآله را به شگفت آورد و دوستدار آن شد كه زيد طلاقش گويد . و آن را در خود پنهان داشت . در ساختگى بودن اين روايت همين بس كه بدانيم ، زينب دخترعمه رسول خدا صلى الله عليه وآله بود و حكم حجاب پس از ازدواج آن حضرت با وى نازل گرديد ، و پيامبر صلى الله عليه وآله پيش از آنكه به همسرى زيدش دهد ، بارها و بارها او را ديده بود . پس ، آنكه چنين گفته ، يقينا بر رسول خدا صلىاللهعليهوآله افترا بسته است . داستان صحيح و حقيقى در كتابهاى سيره چنان است كه مىآيد : داستان ازدواج و طلاق زيد با زينب و ازدواج رسول خدا با او زيد بن حارثه در دوران جاهليت به اسارت درآمد و در برخى از بازارهاى عرب فروخته و براى خديجه خريدارى شد . خديجه نيز ، پيش از بعثت پيامبر صلى الله عليه وآله وى را كه هشت ساله بود ، به رسول خدا صلى الله عليه وآله بخشيد . وى در نزد پيامبر صلى الله عليه وآله بزرگ شد و خويشاوندانش از حال وى آگاه شدند . پدر و عمويش به مكه آمدند تا « فِدا » داده و آزادش كنند . نزد پيامبر رفتند و گفتند : اى فرزند عبدالمطلب ! اى پسر هاشم ! اى زاده آقاى قوم خود ! براى آزادى فرزندمان نزد تو آمدهايم ، بر ما منت گذار و در فِداى او با ما نيكويى كن ! پيامبر فرمود : چه كسى را مىگوييد ؟ گفتند : زيد بن حارثه را ، رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود : چرا راه ديگر را اختيار نكنيم ؟ گفتند : چه راهى ؟ فرمود : او را صدا بزنيد و مختارش بگذاريد ، اگر شما را برگزيد با شما باشد و اگر مرا برگزيد ، به خدا سوگند من