السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

81

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )

تحت نظر نگه مىداشت ، و خليفه سوم عثمان مسير او را ادامه داد ، و بسيار طبيعى بود كه گروهى از صحابه نيز ، در ركاب سلطه حاكم طى مسير نمايند ! از سوى ديگر برخى از صحابه كه با اين روند مخالفت كرده و همانند ابوذر ، به انتشار سخنان رسول خدا ( ص ) پرداختند ، گرفتار مصيبت و سختى شدند ؛ و چنان كه خواهد آمد - امام على ( ع ) آنان را تشجيع و دلدارى مىداد ؛ و بسيار طبيعى بود كه امام ( ع ) در دوران خلافت خويش نيز ، اين تشجيع و دلدارى را ادامه دهد ؛ و لذا هنگامى كه آن حضرت در محراب عبادت به شهادت رسيد و حكومت به دست معاويه افتاد ، معاويه پس از آن به سادگى نمىتوانست از نوشتن و نشر حديث رسول خدا ( ص ) جلوگيرى كند و نيازمند آن بود كه براى اين ديدگاه مؤيّدى بيابد و بدين خاطر ، احاديث : « منع پيامبر از نوشتن حديث » در زمان او ساخته و پرداخته و روايت گرديد ، و نتيجه آن شد كه اكنون در احاديث رسول خدا ( ص ) تناقض بيابيم ؛ به گونه‌اى كه : « احاديثى از رسول خدا ( ص ) روايت شود كه فرمود : « سخنان مرا بنويسيد » . و « احاديثى روايت شود كه فرمود : « سخنان مرا ننويسيد ! » و بدين‌گونه ، احاديث روايت شده از رسول خدا ( ص ) متناقض و متعارض يافته شد ! ! بنابراين ، ما هرگاه با احاديث متعارض مواجه شويم ، شايسته آن است كه احاديث موافق با ديدگاه سلطه حاكم در طى قرون را رها كرده و به دو اندازيم ! و در پايان ، فراموش نكنيم كه : « هدف منع ، منع از انتشار فضايل امام على ( ع ) در ميان مسلمانان ، به ويژه دو دوران معاويه بود كه فرمان داد تا امام على ( ع ) را در خطبه‌هاى نماز جمعه بر فراز منا بر مسلمانان لعن و نفرين نمايند ؛ همانگونه كه شرح آن در جلد اول ، فصل كتمان فضايل امام على ( ع ) ، گذشت » . * * * در گذشته به بخشى از مقتضاى سياست حكومتى معاويه اشاره كرديم ؛