السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

669

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

نخواهيم كرد ، زيرا مىدانيم كه على نمىميرد و كشته نمىشود . آرى او نخواهد مرد تا بر تمام عرب رياست و بر تمام جهان سلطنت كند . ابن سبأ و پيروانش بلافاصله به سوى كوفه حركت نمودند ، و مركب‌هاى خويش را در كنار خانهء على خوابانيدند . آن گاه از درب خانهء آن حضرت مانند كسى كه اطمينان به حيات وى و رسيدن به حضورش داشته باشند ، از او اجازهء ورود خواستند . كسانى كه از اصحاب و فرزندان على ( ع ) در خانه‌اش بودند ، به اين افراد گفتند : سبحان الله ! مگر نمىدانيد كه امير مؤمنان كشته شده است ؟ ايشان گفتند : نه بلكه ما يقين داريم كه او كشته نمىشود و با مرگ طبيعى هم نمىميرد تا همان گونه كه با منطق و دليل همه عرب را تحت تأثير قرار داده است ، با شمشير و تازيانه‌اش نيز ببر آنان مسلّط گردد . و او اينك گفتگوى ما را مىشنود و از راز دل‌ها و اسرار خانه و منازل ما با اطلاع است و در تاريكىها مانند شمشير صيقلى شده مىدرخشد » . اشعرى سپس مىگويد : « اين است عقيده و مذهب « سبئيه » ، و اين است عقيدهء « حرثيه » در بارهء على بن ابى طالب . و حرثيه پيروان عبد الله بن حرث كندى مىباشند . آنان در بارهء على بن ابى طالب ( ع ) معتقد بودند كه او خداى عالميان است كه از روى غضب نسبت به مخلوقاتش از نظر آنان غايب شده است و در آينده ظاهر خواهد گرديد . . . » . ابن ابى الحديد هم در شرح نهج البلاغه ( 1 / 425 ) به همين گفتار اشعرى اشاره كرده و مىگويد : « اصحاب مقالات نقل نموده‌اند كه . . . » اشعرى در كتاب خود در بارهء سبئيه اين چنين داستان‌سرايى نموده ، بدون اين كه براى گفتارش دليلى بياورد و براى افسانه‌اش مدرك و مأخذى نقل كند . نجاشى ، در ترجمه و شرح حال اشعرى مىگويد : « او نقليات و روايات فراوانى از اهل سنّت قرار گرفت . و در فراگرفتن روايت و حديث مسافرت‌هايى كرده و با بزرگان اهل سنّت ملاقات‌هايى به عمل آورده است . . . » . به هر حال اشعرى بر آنچه كه در كتاب مقالات در بارهء ابن سبأ آورده است مدرك و دليلى ذكر ننموده است . همچنان كه عادت و روش كسانى كه در عقايد و اديان اقوام و ملل مختلف ( ملل و