السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

656

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

از بصره به حضور على ( ع ) اوردند . على ( ع ) اسلام را به آنان پيشنهاد كرد ، ولى آنان از قبول اسلام امتناع ورزيدند . . . و در صحيح بخارى آمده است كه عدّه‌اى از زنادقه را ، به نزد امير مؤمنان ( ع ) آوردند و آن حضرت آنها را سوزاند . ابن حجر در فتح البارى نقل مىكند كه امير مؤمنان ( ع ) زنادقه را سوزاند يعنى مرتدين را . . . و از احمد بن حنبل نقل مىكند كه : عدّه‌اى از زنادقه را به نزد امير مؤمنان ( ع ) آوردند كه كتاب‌هايى هم به همراه داشتند . امير مؤمنان دستور داد آتشى آماده كردند ، سپس آنها و كتاب‌هاىشان را سوزاند . انگيزهء اين عمل چه بود از اين دسته روايات ضدّ هم و متناقض ، اين حقيقت را درمىيابيم كه جريان سوزاندن ، يك واقعيّتى داشته كه رواياتى مانند روايت‌هاى ذيل روشنگر آن است : امام صادق ( ع ) از پدرش امام باقر ( ع ) ، و او هم از امام سجّاد ( ع ) نقل نموده است : مردى را به نزد امير مؤمنان ( ع ) آوردند كه اول مسيحى بوده و بعد مسلمان شده سپس دوباره به مسيحيت برگشته بود . امير مؤمنان ( ع ) دستور داد كه اعرضوا عليه الهوان ثلاثة ايام : « به او سه روز مهلت بدهيد و در خوارى نگاه داريد » و در اين سه روز ، آن حضرت از طعام و غذاى خودش به دو مىداد ، روز چهارم از زندان به پيش خود احضار نمود و اسلام را به او پيشنهاد كرد ، ولى وى حاضر نگرديد اسلام را بپذيرد . امام ( ع ) او را در ( رحبهء مسجد ) به قتل رسانيد . مسيحىها ، اجتماع كرده و درخواست نمودند كه آن حضرت صدهزار درهم بگيرد و جسد مقتول را به آنان تحويل بدهد ، امير مؤمنان ( ع ) نپذيرفت و دستور داد جسد او را بسوزانند ، آن گاه فرمود من هيچ‌گاه در فرمانى كه شيطان به آنان مىدهد ، همكار و پشتيبان آنان نخواهم بود . و در روايت ديگرى آمده است كه آن حضرت اين جمله را نيز اضافه نمود : من از كسانى نخواهم بود كه جسد كافرى را بفروشد . و در بعضى از اين روايات آمده است كه امام پس از كشتن افراد مرتد ، اجسادشان را آتش زد .