السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
641
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
يا عجبا لقد سمعت منكراً * كذباً على الله بشيب الشعرا تا آن جا كه مىفرمايد : انى اذا الموت دنا و حضرا * شمرت ثوبى و دعوت قنبراً لما رأيت الموت موتاً احمراً * عبات همدان و عبوا حميراً « چون وقت مرگ فرا رسيد ، لباس خود را جمع مىكنم و خود را آمادهء مرگ نموده و قنبر را صدا مىكنم . آرى ! اينك كه مرگ سرخ را در برابر خود مىبينم ، قبيلهء همدان را صفآرايى مىكنم و معاويه نيز قبيلهء حمير را » . گذشته از همهء اين اشكالات و ايرادات كه در روايات احراق مرتد وجود دارد ، باز جاى اين سؤال باقى است كه آيا عبد الله بن سبأ در بارهء على ( ع ) غلو داشت و به الوهيت او قائل بود به طورى كه در روايات گذشته آمده است ؟ ! يا اين كه او در تنزيه و تقديس پرودگار غلو داشته است ( اگر اين تعبير دراين مورد صحيح باشد ) به طورى كه در حديث ششم آمده است كه عبد الله بن سبأ ، با بلند كردن دست به سوى آسمان در موقع دعا كردن مخالف مىورزيدند ، و اين عمل را در مقام دعا نسبت به پيشگاه پروردگار ، يك عمل ناروا مىدانست . و حتّى امام هم كه او را راهنمايى مىكند ، و در اين باره توضيح مىدهد ، وى اين توضيح را از امام نمىپذيرد و اظهار مىدارد كه خداوند چون در همه جا هست و در عين حال ، مكان معيّن ندارد ، پس معنا ندارد كه ما در موقع دعا كردن ، دست به سوى آسمان بلند كنيم ، زيرا اين عمل ، خدا را در يك سمت و جهت پنداشتن و او را داراى مكان مخصوص شناختن است . و اين عقديه نيز با توحيد سازگار نمىباشد . آيا اين عبد الله بن سبأ در مسئلهء توحيد ، راه غلو و افراط را پيموده است . و يا به الوهيت على ( ع ) قائل بوده و راه تفريط را در پيش گرفته است ؟ ! آيا امام ( ع ) عبد الله بن سبأ را به علّت انحراف در عقيدهاش سوزانيده است ؟ يا اين كه او انحراف در عقيده نداشته بلكه از غيب خبر مىداده و به همين جهت او را به خدمت امام ( ع ) جلب شده و امام ( ع ) هم پيشگويى و تكهّن او را تأييد و دستور آزاديش را صادر فرموده است ؟ ! و بعد از همهء اين سؤالها و استيضاحها ، بازجاى اين سؤال باقى است كه آيا عبد الله بن