السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

728

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

پيروان و شيعيان وى به كار مىبردند . و بدين گونه ، اين كلمه را از معناى اصلى خود دور كرده و در يك معناى ديگرى استعمال مىكردند . به‌طورى كه در نام ، زير ملاحظه مىكنيد زياد بن ابيه در نامه‌اى كه از كوفه به معاويه نوشته ، همين لقب و عنوان را در بارهء افرادى به كار برده است كه آنان اصلًا از قبليل سبئى نبودند ، و در واقع اين اولين دفعه‌اى است كه سبئى از معناى اصلى خود كه نام قبايلى در يمن بود تحريف شده و در مورد تمام دوستداران و طرفداران على بن ابى طالب ( ع ) به كار رفته است . و اين جريان در واقع ، آغاز تحريف در اين كلمه مىباشد . و اينك متن آن نامه : بسم الله الرحمن الرحيم « به بندهء خدا معاويه امير مؤمنان ، اما بعد خداوند به امير مؤمنان - معاويه - احسان فرمود ، و دشمنانش را سركوب نمود ، و كسانى را كه از در مخالفت با وى در آمده بودند منكوب و مغلوب‌شان ساخت . عدّه‌اى سركش و طغيان‌گر از اين « ترابيه و سبائيه » به رهبرى حجر بن عدى با امير مؤمنان به مخالفت برخاستند و از جمعيت مسلمانان جدا شده و عَلَم جنگ و محاربه را عليه ما برافراشتند ، ولى خداوند ما را بر آنان پيروز و مسلّط گردانيد . اشراف و بزرگان كوفه ، افراد خيّر ، نيكوكار و متديّنين اين سرزمين كه فتنه و آشوب آنان را با چشم خود ديده و سخنان كفرآميز و ارتدادآور آنان را شنيده بودند ، خواستم و ايشان عليه آنان گواهى و شهادت دادند . و اينك من افراد اين گروه را به نزد امير مؤمنان فرستادم . امضا و شهادت گواهان متديّن و مورد اعتماد شهر را عليه ايشان در ذيل همين نامه ثبت نمودم . » مىبينيم كه زياد ، در اين نامه حجر و يارانش را « ترابيه و سبائيه » ناميده است . و از همشهريان‌شان نيز عليه اين گروه گواهى خواسته و عدّه‌اى از آنان هم استشهاد نموده ، براى خوشنودى و جلب رضاى خاطر زياد عليه اين مردان شهادت داده‌اند و طبق شهادت آنان شهادت‌نامه‌اى تنظيم گرديده و به نزد معاويه فرستاده شده است .