السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

729

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

متن شهادت‌نامه به روايت طبرى طبرى كيفيت پرونده‌سازى ابن زياد و متن همين شهادت‌نامه را بدين گونه مىآورد : زياد بن ابيه ، حجر و ياران وى را تحت تعقيب قرار داد . دوازده نفر از آنان ر ا دستگير نمود و زندانىشان كرد ، سپس سران قبائل و بزرگان قوم را دعوت نمود و گفت شما بايد بر آنچه از حجر ديده‌ايد شهادت دهيد . و آن روز رئيس اهل مدينه در كوفه عبارت بود از « عمرو بن حريث » و رئيس تميم و همدان عبارت بود از « خالد بن عرفطه » و « قيس بن وليد بن عبد شمس بن سفيره » رياست ربيعه و كنده را داشت و « ابو بردة بن ابى موساى اشعرى » نيز رئيس قبيلهء « مذحج و اسد » بود . اين چهار نفر طبق درخواست ابن زياد چنين گواهى دادند : ما شهادت مىدهيم كه حجر بن عدى ، عدّه‌اى را به دور خود گرد آورد و علناً به خليفه ( معاويه ) دشنام و از وى بدگويى مىكند . و مردم را به جنگ او دعوت مىنمايد . و ادّعا مىكند جز خاندان ابو طالب ، كسى صلاحيت خلافت را ندارد . و در شهر - كوفه - قيام كرده و استاندار امير مؤمنان ( معاويه ) را از آن جا اخراج نموده است و او ابو تراب ( على ( ع ) ) را مىستايد و علناً بر وى درود مىفرستد ، و از مخالفين و دشمنان وى تبرّى مىنمايد . و اين افرادى كه دستگير و زندانى گرديده‌اند ، از بزرگان ياران حجر مىباشند و با او هم‌فكر و هم عقيده هستند . طبرى مىگويد : زياد به شهادت‌نامه و نام گواهان نگاه كرد و گفت : گمان ندارم كه اين شهادت‌نامه آن چنان كه خواستهء من است ، قاطع و مؤثّر باشد . و من مىخواهم كه تعداد شهود بيش از اين چهار نفر باشد و در متن آن نيز تغييراتى به عمل آيد . سپس طبرى شهادت‌نامهء ديگرى را كه خود زياد تنظيم كرده و براى امضاى گواهان در اختيار آنان گذاشت بدين گونه نقل مىنمايد : بسم الله الرّحمن الرّحيم ابو بردة ابن ابو موسى ، بر اين مطلب گواهى مىدهد و بر گواهى خويش خدا را شاهد مىگيرد كه حجر بن عدى از اطاعت و پيروى خليفه سر باز زده ، و از جماعت مسلمانان