السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
430
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
اصطلاح معتبر تاريخ راه يافته است جلب كنيم و گرنه بررسى تمام روايات ساختگى وى در اين مورد بسى به درازا مىكشد و ما را از هدفى كه در پيش داريم ( شناسايى حديث و سيره در راه شناسايى اسلام ) باز مىدارد و نقل همين نمونههاى كوتاه براى ما به خوبى نشان مىدهد كه سيف پس از رحلت رسول خدا از جزيرةالعرب و سرزمينهاى اسلامى يك صورت زشت و نفرتانگيزى ترسيم مىكند به طورى كه در هر گوشهاى از اين نقطهء دينا مرتدين موج مىزنند و از هرسو صداى ارتداد و شعارهاى ضد دين به گوش مىرسد و اسلام هيچ گونه رسوخ در ميان پيروانش نداشته بود و آنان دو مرتبه با زور شمشير به اسلام برگشتند و از آنان به قدرى كشته مىشود كه عفونت اجساد آنان در بيابانها عبور و مرور را مشكل مىنمايد و بقيه نيز دستگير مىشوند و به صورت قافله اسيران به سوى مدينه اعزام مىگردند . مدت سيزده قرن است كه اين دروغها در ميان مسلمانان رواج دارد و در كتب تاريخ نقل مىشود و در اين مدت مديد نه تنها كسى از دانشمندان به اين دروغها توجه ننموده بلكه با آغوش باز از اين دروغها استقبال كردهاند چه آن كه سيف اين دروغها را در ميان چهارچوبهاى از مدح ابوبكر قرار داده و با رنگ تعريف و توصيف وى زينت بخشيده است . اينك نمونههايى جند از مديحهسرايىهاى سيف نسبت به ابو بكر كه موجب پذيرش روايات دروغين وى گرديده است : 1 . سيف در ضمن اين داستانهاى ساختگى خويش مىگويد : چون رسول خدا رحلت فرمود و اسامه به جنگ تبوك حركت نمود قبايل مختلف عرب در تمام نقاط سرزمينهاى اسلامى به كفر و ارتداد گراييدند و مأمورانى كه در عصر خود پيامبر به اطراف و شهرستانها اعزام گرديده بودند به مدينه باز گشتند و جريان ارتداد مردم را از يمن و يمامه و از شهرها و آبادىهاى قبيلهء اسد به مدينه آوردند . ابو بكر به آنان گفت باشد كه نامههاى ساير امرا و فرمانداران نيز به ما برسد شايد كه نامههاى آنان تلختر و ناگوارتر از آن باشد كه شما مىگوييد ، طولى نكشيد كه نامههاى امرا و فرمانداران پيامبر از نقاط مختلف به مدينه و اصل گرديد همانطور كه ابو بكر پيشبينى