السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
406
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
از راويانى است كه سيف با خيال خلّاقهء خويش او را آفريده و سمت نقل روايت به او داده ، و در ميان راويان تاريخ اسلام واردش كرده است تا بتواند به نام وى اكاذيبى بسازد و در اختيار مسلمانان بگذارد . اين بود خلاصهء داستان ارتداد قبيلهء طى ، با اين متون و اسنادى كه مشاهده فرموديد . اين داستان را طبرى با هفت روايت از سيف گرفته و با مارك كارخانه داستانسازى سيف در تاريخ خود آورده است و ديگران نيز اين دروغ را از طبرى گرفته و انتشار دادهاند . چنان كه صاحب « الاصابه » شرح حال « ثمامه » و « مهلهل » را كه هر دو در روايتهاى سيف منسوب به قبيلهء طى مىباشند ، با ذكر مدارك از طبرى نقل مىكند و « حموى » صاحب معجم البلدان نيز ترجمهء « سنح » را كه سيف در ضمن شهرهاى قبيلهء طى از آن ياد كرده از سيف گرفته است و مؤلّف مراصد الاطلاع نيز در توضيح كلمهء « سنح » آن را از حموى اخذ كرده و نقل مىكند ، و همين طور اين داستان را « ابن اثير » و « ابن كثير » از طبرى گرفته و در كتب تاريخشان آوردهاند . داستان طى به روايت غير سيف طبرى جريان قبيلهء طى را از ابن كلبى و او از ابو مخنف چنين نقل مىكند : لشكريان قبيلهء طى با لشكريان بنى اسد و فزاره رو به رو مىشدند و به هم ديگر فحش و ناسزا مىگفتند ، ولى جنگى در ميانشان واقع نمىگرديد . قبيلهء اسد و فزاره مىگفتند به خدا سوگند كه ما هيچ گاه با ابو الفصيل كه ابو بكر باشد بيعت نخواهيم نمود . لشكريان طى در پاسخ آنان مىگفتند به خدا سوگند كه وى با شما آن چنان بجنگد كه « ابو الفحل اكبرش بناميد » . باز طبرى از ابن كلبى نقل مىكند هنگامى كه خالد بن وليد به بزاخه حركت نمود ، عكاشة بن محصن « 1 » و ثابت بن اقرم « 2 » را به عنوان پيشآهنگ لشكر به آن جا فرستاد و چون
--> ( 1 ) . عكاشه مردى بود ملقب و معروف به ابو محصن از قبيلهءاسد و همپيمان با خاندان عبد شمس ، عكاشه در عصر خود پيامبر خدا به مدينه هجرت نمود و در تمام جنگهاى اسلامى شركت داشت : اسد الغابه ، ج 4 ، ص 2 - 3 . ( 2 ) . ثابت فرزند اقرم و همپيمان گروه انصار بود و در حضور پيامبر اسلام در تمام جنگها شركت نمود و در جنگ « موته » هم با جعفر بن ابى طالب حضور داشت كه بعد از كشته شدن جعفر پرچم اسلام به دست او سپرده شد و او هم به خالد تحويل داد و گفت تو به فنون جنگ از من آشناترى . اسد الغابه ، ج 1 ، ص 220 - الاصابه ، ج 2 ، ص 88 .