السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

391

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

سير داستان ذى القصه همهء آنچه در داستان « ذى القصه » گفتيم ، خلاصه‌اى بود از روايات طبرى ، و طبرى هم ، همهء اين روايت‌ها را از سيف گرفته و به تاريخ خود وارد كرده است و مورّخان ديگر نيز مانند ابن اثير ، ابن كثير ، ابن خلدون و ديگر تاريخ‌نگاران اين داستان را از طبرى گرفته‌اند . ياقوت حموى هم آنچه در كتاب خود « معجم البلدان » در شرح سرزمين « حمقتين » آورده است ، از همان روايت سيف گرفته و چنين مىگويد : سيف نقل مىكند : چون خالد بن سعيد از ترس مردم ، محل مأموريت خويش را در يمن ترك نمود و از آن جا به مدينه برگشت ، ابو بكر پرچمى به دو داد و او را به حمقتين كه از اطراف شام است گسيل داشت . و صاحب « مراصد الاطلاع » نيز آنچه را كه در بارهء سرزمين « حمقتين » ذكر كرده از حموى گرفته است و مؤلّفان استيعاب ، اسد الغابه و اصابه در شرح حالى كه براى « حذيفة بن محصن » و « عرفجة بن هرثمه » به عنوان صحابه پيامبر ( ص ) نگاشته‌اند ، همان مطالب را كه در روايات سيف آمده است ، نقل نموده‌اند و به اعتماد گفتار سيف ، آن دو را از اصحاب و ياران پيامبر ( ص ) معرفى كرده‌اند . آرى روايات سيف اين چنين در ميان مسلمانان انتشار يافته و اين درخت‌هاى بىرگ و ريشه اين چنين به مصادر و كتب اسلامى شاخه انداخته و ريشه دوانده است . بررّسى سند روايات سيف در سند روايت سيف كه در بارهء « ابرق ربذه » و داستان « ذى القصه » « 1 » نقل نموده است ، نام سهل بن يوسف آمده است و ما ثابت كرده‌ايم كه سهل بن يوسف ساخت كارخانهء انسان سازى سيف است و خداوند چنين انسانى را نيافريده و ناقل روايتى بدين نام و

--> ( 1 ) . داستان ابرق در فصل پيش گذشت و داستان ذى القصه را هم در اين فصل خوانديد كه اينك هر دو داستان در اين جا از نظر سند و مقايسه با روايات ديگر ارزيابى مىشود .