السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

392

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

نشان اصلًا وجود خارجى نداشته است . و در سند روايت ديگر سيف ، كه متن نامهء ابو بكر را به مرتدين در بر دارد ، نام عبد الله بن سعيد آمده است و ما اين عبد الله را نيز از راويان ساختگى سيف معرّفى كرده‌ايم ، زيرا به جز روايات سيف ، در هيچ كتاب تاريخ رجال و كتب ديگر ، اسمى از چنين شخصى ميان نيامده است . داستان ذى القصه به روايت غير سيف آنچه را كه سيف در بارهء داستان « ذى القصه » آورده است ما به طور اختصار نقل كرديم ، ولى راويان ديگر اين داستان را به صورت ديگرى آورده‌اند كه از نظر خواننده مىگذرانيم . طبرى از ابن كلبى نقل مىكند كه اسامه با لشكريانش از جنگ شام به مدينه مراجعت نمودند ، آن گاه ابو بكر به جنگ مرتدين قيام كرد و با گروه مسلمانان از مدينه خارج گرديد تا به محلّى به نام ذى القصه كه از طرف نجد در دوازده ميلى مدينه قرار گرفته است رسيد و در آن جا لشكر خود را آراست ، خالد بن وليد را به سوى قبايل مرتدين فرستاد و رياست انصار را به ثابت بن قيس « 1 » سپرد و خالد را فرمانده كل قرار داد و به وى دستور داد كه به سوى « طليحه » و « عيينة بن حصن » كه در يكى از سرزمين‌هاى قبيلهء بنى اسد به نام « بزاخه » فرود آمده بودند حركت كند ضمناً به او گفت كه ملاقات من و لشكريانم با تو در نزديكى خيبر خواهد بود . البتّه اين جمله را ابو بكر از راه سياست و تاكتيك جنگى به زبان راند كه اين گفتار به گوش دشمن برسد و در دل آنان ايجاد رعب و وحشت نمايد ، و گرنه او همهء مردان جنگى را با خالد به سوى دشمن اعزام داشته بود و كسى نمانده بود كه لشكر ديگرى فراهم سازد و براى يارى خالد به « بزاخه » و يا « خيبر » برود .

--> ( 1 ) . ثابت بن قيس از قبيلهءخزرج به شمار مىرود و مادر وى ازقبيلهءطى مىباشد . او سخنگوى پيامبر اسلام در جنگ احد بود و در جنگ‌هاى ديگرى كه بعد از احد به وقوع پيوسته است شركت نمود و در جنگ يمامه كشته شد ، فرزندان وى ، محمّد ، يحيى و عبد الله ، نيز در جنگ صفين به قتل رسيدند . ( اسد الغابه ، ج 1 ، ص 229 ) .