السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

354

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

سيف رويداها را به طور مفصّل بازگو كرده است ، و بلاذرى به طور اجمال و خلاصه ، و روايات او تاريخ را مفصّل بيان كرده است و همچون روايات كتاب فتوح مصر ابن عبد الحكم نسبت به فتوح البلدان بلاذرى كه اوّلى مختصّ تاريخ فتوح مصر است و كتاب دوم در بردارندهء همهء تاريخ و همهء فتوح را آورده است . و كتابى كه مختصّ است به نگارش تاريخ يك منطقه به تفصيل متذكر اسامى و نام‌هايى است كه در كتاب ديگر فراموش شده و از خاطره‌ها رفته است و هيچ مانعى هم ندارد ، بنا بر اين چگونه كار فتوح بلاذرى را مىشود بر كار ابن عبد الحكم قياس كنيم . مىگويم : چگونه روا باشد كه فتوح سيف را با فتوح ابن عبد الحكم بسنجيم ، با اين همه جدايىها و دورى كه با يكديگر دارند ؟ ! زيرا اوّلًا مىبينيم كه دانشمندان علم حديث ، ابن عبد الحكم را با چنين كلمه‌اى توصيف كرده‌اند « باكى در او نيست » « راستگو و مورد اطمينان ، دانشمند علم تاريخ » و امثال اين كلمات ، و هيچ كس در بارهء وى اشكالى ندارد و وى را تضعيف نكرده است ، ولى در بارهء سيف قضيّه بر عكس است ، دانشمندان او را مورد طعن قرار داده و روايات‌اش را ضعيف شمرده‌اند . از جمله كسانى كه او را طعن كرده‌اند عبارتند از : ابن معين ، ابو حاتم ، ابو داود ، دار قطنى ، ابن عدى ، ابن حيّان ، برقانى ، ابن عبد البر ، ذهبى ، ابن حجر ، سيوطى ، فيروز آبادى ، زبيدى . ثانياً فرق و اختلاف بين نوشته اين دو نفر واضح و آشكاراست : در فتوح مصر ابن عبد الحكم تاريخى را كه فقط ويژهء مصر پيش از اسلام و بعد از اسلام است مىنگارد و بر مورّخين اسلامى در آن قسمت كه از پيش از اسلام گرفته و تدوين كرده‌اند نمىتوان خرده گرفت ، زيرا آنان از ديگران گرفته و بيشتر مدارك و منابع تاريخى آنان اسرائيلى بوده است بلكه به آن قسمت از تاريخ آنان بايستى رسيدگى شود كه مربوط به اسلام بوده است و در اين جا به چندين گروه تقسيم مىشوند : عدّه‌اى از آنان تاريخ نويسان حقيقت‌گرا بوده و در نوشته‌هاى خود ، رويدادهاى اصيل را مىنوشته‌اند ، و عدّه‌اى تحت تأثير احساس و عاطفهء خود قرار گرفته ، جا به جا و كم و زياد مىكرده‌اند ؛ و گروهى ديگر اين كار را نكرده ولى اخبارى را كه موافق هواى نفس خود