السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

355

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

ديده‌اند نقل كرده ، از هر تاريخ نويسى كه بوده باشد . گاه خواستهء خود را نزد كسانى مىيافتند كه در تاريخ نويسى ، امين نبوده و روايات را كم و زياد مىكردند و با اين كه اين حالت را مىدانستند ، باز از همين گروه نقل مىكردند . گروهى ديگر از روى غفلت از اينان نقل مىكردند و اگر ما تاريخ ابن عبد الحكم را بررّسى كنيم ، مىبينيم كه دانشمندان حديث در بارهء او به درستى گواهى داده‌اند ؛ زيرا وى در تاريخ‌نگارى پوياى حقيقت بوده و در فتوح مصر آنچه را كه حقيقتاً روى داده بود ، گرد آورده و اگر كتاب او را با كتاب فتوح بلاذرى مقايسه كنيم مىبينيم تفاوت ما بين آنها همان فرق ميان مختصر و مفصّل است ، ولى وضعيّت سيف بن عمر اين چنين نيست ، آنچه را كه ما بر وى خرده گرفته‌ايم و مورد اشكال ما در كتاب عبد الله بن سبا است ، دو نوع است : نوع اوّل : آنچه را كه تحريف و جا به جا نموده ؛ مثل آنچه را كه در بارهء على بن ابى طالب ( ع ) مىگويد كه در خانه‌اش بود ، برايش خبر آوردند ، ابو بكر براى بيعت‌گيرى از مردم در مسجد نشسته ، آن حضرت در حالى كه فقط يك پيراهن بر تن داشت ، بدون قبا و عبا با شتاب به مسجد آمده كه نكند از بيعت با ابو بكر عقب بماند ، آمد و بيعت كرد و سپس نشست و فرستاد تا لباس‌اش را آوردند و لباس بر تن كرد و در جايش نشست . در حالى كه طبرى همين داستان را در جاى ديگر از عايشه چنين نقل مىكند كه على ( ع ) و بنى هاشم تا شش ماه بيعت نكردند تا وقتى كه فاطمه از دنيا رفت ، « 1 » همين روايت را نيز در صحيح بخارى و مسلم و ديگر كتب حديث بر خلاف آنچه كه سيف روايت كرده است مشاهده مىكنيم ، عين همين قضيّه ، در داستان بيعت سعد بن عباده است « 2 » و همچنين در بارهء آنچه كه در تخلف خالد بن سعيد اموى از بيعت گفته است . « 3 » در داستان زوزه كشيدن سگان حوأب « 4 » كه به جاى امّ المؤمنين ، امّ زمل را مىگويد .

--> ( 1 ) . به ص 76 كتاب عبد الله بن سبا مراجعه شود و روايت او كه در همين روز بيعت كرد و ص 112 كه بعد از شش ماه بيعت كرد . ( 2 ) . در ص 76 كتاب عبد الله بن سبا روايت سيف و در ص 125 روايت غير سيف . ( 3 ) . در ص 130 كتاب عبد الله بن سبا و در ص 124 روايت غير سيف . ( 4 ) . در ص 167 كتاب عبد الله بن سبا روايت سيف و در ص 168 روايت غير سيف .