السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

353

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

غرض شخصى نداشته باشد ، و در سر مذهب نيز اختلافى نداشته باشند ، مانند آن كه اين يكى اشعرى و ديگرى معتزلى نباشد در چنين صورتى نمىتوانيم گفتار دانشمند را كنار بگذاريم و به خاطر اين كه در جهات ديگر جرح با وى اختلاف نظر داريم ، به اين جرح خاص اعتنايى نكنيم . بر اين اساس بود كه من گفتار اهل حديث را در بارهء سيف بن عمر نقل كرده و پذيرفتم ، زيرا در بارهء او گفته‌اند : « حديث جعل مىكرد و از خود حديث مىساخت و ساخته‌هاى خود را از زبان راويان مورد وثوق نقل مىكرد » . كسانى كه اين كلمات را در بارهء او گفته‌اند افرادى گوناگون و از طبقات مختلف اهل حديث در قرن‌هاى بعد از او بودند ، علاوه برا اينها ، من فقط به گفته‌هاى اهل حديث بسنده نكردم ، بلكه روايت‌هاى او را با روايت‌هاى ديگران مقايسه كردم و نتيجهء آن سنجش و بررّسىها اين بود كه گفتار اهل حديث را در بارهء او تصديق نمايم . در دومين سؤال چنين گفته‌ايد : آيا ممكن است كه سيف همهء اينها را از خود ساخته باشد ؟ ! مىگويم : چه اشكالى دارد ، در صورتى كه شما خود در بارهء جرجى زيدان و داستان‌هاى ساختگىاش ، حريرى و مقامات‌اش ، سازندگان افسانه‌هاى عنتره و هزار و يك‌شب و كليله و دمنه و امثال آنها ، و هزاران داستان ادبى و اخلاقى معتقديد و باور داريد كه اينها را عدّه‌اى داستان‌سرا و اديب ، از زبان‌ها و ملّت‌هاى گوناگون ساخته و با نيروى وهم و پندار خود ، شخصيّت‌ها و قهرمانان‌هايى را اصلًا لباس هستى بر تن نكرده‌اند ، آفريده‌اند و چه اشكالى دارد كه سيف را يكى از اين گونه اشخاص داستان‌سرا بدانيم و چندان شگفتى در آن نيست ، تعجّب از آن عدّه تاريخ نويسان است كه داستان‌هاى سيف را معتبر دانسته و روايات راستين و صحيح ديگر را نياورده و كنار گذاشته‌اند . و بعد از آن كه متوجّه سبب كار آنها شديم ، ديگر تعجب و شگفتى در كار ايشان نيز نمىماند . « 1 » در سوّمين پرسش : متذكّر مطلبى شده‌ايد كه خلاصه‌اش اين است كه :

--> ( 1 ) . سبب آن را پيش از اين در آخر همين كتاب بيان كرديم .