السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
352
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
پاسخ ما پاسخى كه ما داديم از اين قرار است : نامهء مورخ 24 / 1 / 1957 شما را دريافت كردم ، نقد و بررّسى شما بر كتاب « عبد الله بن سبأ » باعث سرور و خشنوديم گشت ، زيرا انتقاد پاك است كه نويسنده را متوجّه آنچه كه از غفلت داشته مىنمايد و او را وادار به تكميل بحث خود و اتمام فايدهاش مىسازد ، شما با اين نقد و انتقاد خود ، با من در كوششى كه در پيش گرفتهام شركت جسته و مرا در بررّسىها و پژوهشهاى علمى و زحمات پيگير خود شريك شدهايد ، سپاس بر شما دانشمندى كه وظيفهء خود را نسبت به برادر خود انجام داده است . و امّا آنچه كه لطف فرموده و ملاحظات و پرسشهايى را كه فرموده بوديد : اوّلًا : سؤال كردهايد كه آيا گفتار دانشمندان علم حديث در بارهء سيف كه او ضعيف است و كنار گذاشته شده ، ما را وادار مىسازد كه روايات تاريخى او را كنار بگذاريم و بدان عمل نكنيم ، و اهل حديث مثلًا شخصى را كه متّهم به عقيدهء قدريه باشد تضعيف كرده و به روايات او عمل نمىكنند ؟ در پاسخ اين سؤال مىگويم : نه . زيرا ما تمام گفتههاى اهل حديث را در تضعيف راوى قبول نداشته و همهء آنها را نيز به يك بار كنار نمىگذاريم ، بلكه در تضعيف آنها مطالعه مىكنيم و به دقّت مىنگريم اگر كسى را بدون ذكر علّت تضعيف كنند ، در عمل كردن به نظر آنها متوقّف شده و عمل نمىكنيم ، ولى اگر علّت جرح و تضعيف را گفته باشند بدان علّت نگريسته ، اگر ديديم مثلًا اين مطالب را علّت قرار دادهاند كه « فلان كس چون از مرجثه است ، حديثاش متروك است » « فلانى شيعى است و متّهم است به رافضى بودن » « فلانى ضعيف است ، چون قائل است به خلق قرآن ، يا متروك است چون گفتار فلاسفه را ترويج مىكند » . در اين صورت اعتنايى به اين قبيل تضعيفها نمىكنيم . امّا در صورتى كه ببينيم امثال چنين كلماتى را در جرح مىگويند : جاعل است ، از كسانى روايت مىكند كه ايشان را نديده است ، حديث را مىسازد و به افراد ناشناخته نسبت مىدهد ، و در صورتى كه گوينده معاصر و يا مخالف با عقيدهء راوى نباشد و با او