السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
350
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
چيست ؟ آيا باز هم او را داستانسرايى سازنده مىدانيد ؟ مثلًا اين روايت را كه گمان نمىكنم طبرى آن را روايت كرده باشد : سيف بن عمر از عبد الملك ابن جريح از نافع از ابن عمر روايت نموده است كه مىگويد : به عمر گفتم براى خود جانشينى انتخاب كن ، چه خواهى گفت به پروردگار خويش در آن هنگام كه وى را ملاقات كنى در حالى كه امّت محمّد را بدون سرپرست گذاشتهاى ؟ پاسخ داد : اگر براى خود جانشين انتخاب كنم ، هم چون كسى رفتار كردهام كه از من بهتر بوده است و او براى خود جانشين تعيين كرد ( يعنى ابو بكر كه پس از خود مرا تعيين كرد ) و اگر تعيين نكنم ، باز هم مانند كسى رفتار كردهام كه از من بهتر بوده است و براى خود جانشينى انتخاب نكرده است . . . ( مقصودش پيامبر ( ص ) است كه به ادّعاى وى كسى را تعيين نكرده است ) . اين ، عين عبارتى است كه اءبن أبى بكر از سيف روايت كرده است و اگر به طبقات ابن سعد مراجعه كنيد ، عين همين روايت را از طريق ديگرى مىبينيد . ( ج 3 / 1 - 248 ) اميدوارم شما كه روايات را بررّسى مىكنيد معلوم سازيد كه آيا تمام روايات سيف مردود است يا برخى از آنها را مورد قبول مىدانيد . 5 . شما به سيف نسبت تحريف در سالهاى رويدادهاى تاريخى دادهايد ، كلمهء تحريف مشعر بر اين است كه وى ، در اين موضوع تعمّدى داشته است و حال آن كه اختلاف در تاريخ رويدادها ، مختصّ به او نيست و تنها او نبوده است كه زمان و تاريخ رويدادها را طور ديگرى گفته باشد ، و اگر شما اندك توجّهى به راويان غزوات و جنگها هم چون موسى بن عقبه ، و ابن شهاب زهرى ، و واقدى و ابن اسحاق بنماييد ، اختلافات بسيارى را در تعيين سالهاى جنگ و اعزام لشكرها مشاهده خواهيد كرد ، و اگر قدرى جلوتر آييد در تاريخ طبرى ، در فتح دمشق و شهرهاى شام روايات گوناگونى خواهيد ديد و فكر نمىكنم كه بعد از مطالعه و مشاهدهء اين اختلافات ، باز هم عقيده داشته باشيد كه سيف عمداً اين سالها و تواريخ را تغيير داده و تحريف نموده است . براى نمونه حادثهء طاعون عمواس را در نظر بگيريد . ابن اسحاق و ابو معشر مىگويند كه اين حادثه در سال 18 ه - .