السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
459
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
حاصل كرده بود نوشت و به او دستور داد كه به سوى حيره حركت كند و مثنى را به لشكريان خويش ملحق سازد خالد هم طبق فرمان ابو بكر به حيره وارد گرديد ولى مثنى از آمدن خالد به حيره كراهت داشت . باز به فتوح بلاذرى مراجعه مىكنيم و مىبينيم كه وى در كتاب فتوح خود جنگهاى خالد مخصوصاً جنگهاى حيره را مشروحاً آورده است به طورى كه مىتواند واقعيت اين جنگها را بر ما روشن كند ، در صفحات گذشته گوشههايى مربوط به جنگهاى حيره را از بلاذرى نقل كرديم و اينك در اين فصل نيز مختصرى از آنچه را كه وى در بارهء جنگهاى بعد از حيره نقل نموده است ، مىآوريم : بلاذرى مىگويد : خالد ، بشير بن سعد انصارى را به « بانقيا » اعزام داشت و گروهى از سپاه عجم به فرماندهى « فرخبنداذ » سر راه او را گرفتند و به وى تيراندازى نمودند . لشكريان بشير نيز به آنان حمله نمودند و سخت شكستشان دادند و به عقب نشينى و فرارشان واداشتند حتّى خود « فرخبنداذ » را نيز به قتل رسانيدند ولى بشير در اين جنگ زخم شديدى برداشته بود ، با بدن مجروح از جنگ برگشت و در « عين التمر » در اثر خونريزى از زخمى كه در اين جنگ برداشته بود . و بعضىها گفتهاند « فرخبنداذ » را خود خالد كشت و « جرير بن عبد ربه بجلى » را به سوى آنان فرستاد « بصبهرى » پسر « صلوبا » به نزد آو آمد و از در صلح و آشتى درآمدند جرير نيز پيشنهاد وى را پذيرفت و با گرفتن دو هزار درهم و « طيلسان » با وى صلح نمود . « 1 » و بعضى از مورّخان گفتهاند كه پسر صلوبا به نزد خود خالد آمد و به وى پيشنهاد صلح داد و بعضى ديگر گفتهاند كه خالد پس از جنگ حيره به « فلالج » آمد و در آن جا كه عدّهاى از عجما گرد آمده بودند با ديدن خالد متفرّق شدند اين بود كه لشكريان خالد در آن نقطه به كسى برخورد نكردند و احدى را نكشتند و از آن جا به حيره برگشتند و در
--> ( 1 ) . به نظر مىرسد كه اين دو هزار درهم و طيلسان به عنوان ماليات و جزيه ساليانه گرفته مىشده است .