السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
460
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
حيره خالد اطلاع يافت كه « جابان » در شوشتر عدهاى را به دور خود جمع كرده و با مسلمانان آمادهء جنگ شده است . اين بود كه مثنى و حنظلة بن ربيع را به سوى جابان فرستاد چون اين دو نفر به شوشتر رسيدند ، خود جابان به سوى انبار فرار نمود و مردم شوشتر در قلعهها متحصّن گرديدند . خالد كه جريان را بدين منوال ديد مثنى را با عدّهاى از سربازانش به بازار قديم بغداد فرستاد كه آن جا را غارت كنند . سربازان مثنى به بازار بغداد تاختند و طلا و نقره و اشياء سبكبار و سنگين قيمت از ايشان به غنيمت بردند آن گاه به سوى انبار كه خالد هم در آن جا بود حركت نمودند و به دستور خالد انبار را محاصره كردند و اطرافش را به آتش كشيدند . مردم شهر انبار با پرداختن جزيه و حق مصالحهء مختصرى با خالد صلح نمودند . و بعضى مورّخان گفتهاند كه صلح مردم انبار در عصر عمر و با جرير بوده است . كوتاه سخن اين كه بنا به گفتار تاريخنويسان جنگهاى خالد در عراق بدين صورت بوده است كه وى گاهى چند نفر سواره را به يك آبادى مىفرستد و مردم آن آبادى با پيشنهاد صلح و پرداخت جزيه و ماليات از وى استقبال مىكنند و يا با مقاومت و تيراندازى مختصر دشمن را شكست مىدهد و يا به محل اجتماع دشمن در بازار حمل مىكند و آنها را متفرّق مىسازد و اموال و اجناس را كه در بازار دشمن بوده به غنيمت مىبرد و گاهى هم به يك شهر و يا دهكدهاى حمله مىكند ، با گردنكشان و طاغيان آن جا مىجنگد و يا به آنان كه عليه مسلمانان سنگر گيرى و يا سلاح بر تن كردهاند ، مىتازد و عدّهاى از آنان را به قتل مىرساند و ضمناً در اين جريان مقدارى اسير و غنيمت جنگى نيز به دست مىآورد . البته اين نوع جنگهاى پراكنده و كوچك با تعداد لشكريان خالد نيز تطبيق مىكند كه بلاذرى در بارهء تعداد لشكريان خالد مىگويد : خالد بن وليد در ماه ربيع الاول سال سيزدهم هجرى به سوى شام حركت نمود تا لشكر مسلمانان را در آن جا كمك كند در سر راه شام در عراق اين حملههاى كوچك را انجام داد . بعضى گفتهان لشكر او هفتصد نفر بودهاند و بعضى راويان گفتهاند با شش صد نفر و