السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
458
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
نژاد و در بعضى دهات ايرانيان تشكيل مىدادند و بزرگترين آبادى در ميان اين دهات حيره بود كه شاهان عرب در اين آبادى سكونت داشتند و بنا به نقل « بلاذرى » چون خالدبن وليد مردمان حيره بزرگترين شهر عراق را سرشمارى نمود تعدادشان به حدود شش هزار نفر رسيد و از آنان التزام گرفت كه سالانه هر نفرى چهارده درهم به حكومت اسلامى جزيه و ماليات بپردازند . و اگر بنا باشد جمعيت مركز شش هزار نفر باشد جمعيت قراء و دهاتشان چهقدر خواهد بود تا آمار كشته شدگان آنان تنها در يك جنگ به صدهزار نفر بالغ گردد ؟ و از اينگونه جنگهاى خونين هم چندين بار به وقوع پيوندد . 2 . براى آشنايى بيشتر با حقيقت اين جنگهايى كه آن روز آسيابهاى سواد عراق را به كار انداخته است ، به گفتار دينورى تاريخ نگار معروف نظرى مىافكنيم و مىبينيم كه وى در كتاب خود « اخبارالطوال » مطالبى مىآورد كه اساس و شالودهء داستانها و جنگهاى سيف را در هم مىريزد و آنها را كاملًا ساختگى و موهوم نشان مىدهد . دينورى چنين مىگويد : چون سلطنت به پوران دختر كسرى منتقل گرديد ، چنين شايع شد كه ايرانيان پادشاه شايسته و رهبر خردمندى ندارند و مردم آن جا در اثر بيچارگى به در خانهء زنى پناهنده شدهاند ، اين بود كه غارتگران آن دوران از فرصت استفاده نمودند و دو نفر از قبيلهء بكر بن وائل دست چپاول و غارتگرى به اموال روستائيان ايران گشودند و تا مىتوانستند چپاول مىكردند و چون مردم تعقيبشان مىنمودند در گوشه و كنار بيابانها متوارى مىشدند و مردم نمىتوانستند آنها را دستگير كنند . اين دو نفر يكى به نام « مثنى » بود كه در اطراف حيره غارتگرى مىكرد و ديگرى « سويد » بود كه در اطراف « ابله » تاخت و تاراج مىنمود و اين جريان در دوران خلافت ابو بكر بود ، تا آن كه « مثنى » نامهاى به ابو بكر نوشت و در طى آن نامه تسلط و قدرت خود را نسبت به ايرانيان و ضعف ايرانيان را به او اطلاع داد و از وى درخواست كمك و لشكر نمود كه بتواند به ايرانيان حمله كند و آن سرزمين وسيع را براى مسلمانان فتح نمايد . ابو بكر اين موضوع را به خالد بن وليد كه آن روزها تازه از جنگ مرتدين فراغت