السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
440
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
كنترل آب را به دست مىگيرند ، لشكريان خالد كه بدان جا مىرسند به ناچار در محلّى خشك و بدون آب فرود مىآيند ولى خداوند بر آنان باران مىفرستد و سيرابشان مىسازد ، همانطور كه در جنگ بدر براى پيامبرش باران نازل نمود ، و بالاخره جنگ شروع مىگردد . سران لشكر هرمز براى كشتن خالد نقشهاى مىكشند كه وى را با مكر و نيرنگ به قتل برسانند بدين منظور ، هرمز او را به جنگ تن به تن دعوت مىكند . اين دو تن با هم مىجنگند ، خالد هرمز را در بغل مىگيرد كه به زمينش بكوبد ، در اين وقت پشتيبانان هرمز فرصت مناسبى براى قتل خالد به دست مىآورند و به او حمله مىكنند . ولى خالد بدون اين كه به حملهء دشمن اهميّت دهد هرمز را به قتل مىرساند . در همين وقت قعقاع خود را به ميدان مىرساند و با زرنگى و تردستى خاص خود ، سپاه دشمن را از ميدان جنگ دور مىسازد و فرصتى براى آنان نمىگذارد كه خالد را به قتل برسانند . بدين ترتيب در اين جنگ مسلمانان پيروز و فاتح مىشوند و ابله را كه بزرگترين مرز ايران بود به تصرّف خود در مىآورند و اموال دشمن را به غنيمت مىبرند . خالد فرمانده سپاه اسلام يك پنجم اموال غنيمتى را به عنوان خمس غنايم به مدينه پيش ابو بكر ارسال مىدارد كه در ميان آن غنايم ، فيل غولپيكرى وجود داشت كه پير زنان مدينه آن را يك موجود ساختگى و مصنوعى مىپنداشتند و ابو بكر اين فيل را دوباره به خالد برگردانيد . همهء اين مطالب كه در فتح ابله آمده تنها سيف آنها را نقل كرده است و جز وى كسى از تاريخنويسان هيچيك از اين جريانات و حوادث را نياورده است چنان كه در صفحات پيش گفتيم سيف در اين جا دو داستان مستقل و جدا از يكديگر را به هم درآميخته و پس از تحريف و رنگآميزى ، داستان سومى از آنها ساخته است . يكى از آن دو داستان كه سيف از آنها سوء استفاده كرده ، داستان فتح ابله است كه تاريخنويسان مىگويند در دوران عمر واقع گرديده نه در دوران ابو بكر و فرمانده اين فتح هم « عتبة بن غزوان » بوده است نه خالد . داستان دوم « مبارزه خالد با هرمز است » كه تاريخنويسان در اين داستان نيز چنين آوردهاند كه اين جريان در دو منزلى بصره واقع شده و در آن جا خالد هرمز را به مبارزه طلبيد ، نه هرمز خالد را .