السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

441

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

ولى سيف همهء اين وقايع و جريانات را كه تاريخ‌نويسان آورده‌اند وارونه نشان مىدهد و به هم درمىآميزد ، تحريف و رنگ‌آميزى مىكند و داستان‌هاى ديگر از آنها مىسازد و به جاى آنها مىنشاند ، تا بدين وسيله تاريخ اسلام را در هم و بر هم و واقعيّات را ناشناخته و دگرگون سازد . تخصص سيف در حديث‌سازى وقتى بيشتر نمايان مىگردد كه اين افسانه را با هفت روايت نقل مىكند تا با تعدّد نقل و كثرت روايات ، دروغش را محكم‌تر و به قبول نزديك‌تر سازد و مطلب موهوم و افسانه‌اى را لباس واقعيت بپوشاند . و در اسناد اين روايت‌ها ، نام پنج تن از راويان قلابى و ساختگى خويش را مىآورد تا آنان نيز شناخته شوند و رسميّت پيدا كنند كوتاه سخن اين كه : دو نامه يعنى « نامهء خالد به هرمز » و « نامهء هرمز به شيرويه » و « اردشير » و تجهيز لشكر و لشكركشىها ، به هم بستن لشكريان را با سلاسل و زنجيرها ، شروع جنگ و حملات شديد خالد ، دسيسه لشكر هرمز براى قتل خالد ، عدم موفقيت آنان در قتل خالد ، نقش قعقاع صحابهء موهوم پيامبر در اين جنگ ، وقوع كرامت و آمدن باران براى لشكريان خالد ، فتح و پيروزى مسلمانان ، غارت و تصرّف اموال دشمن ، فرستادن پنج يك غنايم به همراه يك فيل درشت هيكل ، به مدينه و . . . هيچ يك از اين مطالب صحت و واقعيت ندارد همانطور كه صحابه‌اى به نام « زر » و « قعقاع » و راويانى كه سيف اين داستان را از آنان نقل كرده است هيچ كدام وجود نداشته‌اند اين سيف است كه همهء اين ها را ساخته و تخم اين گونه دروغ‌ها را در تاريخ اسلام افشانده است كه ما اكنون ميوه‌هاى تلخ آنها را مىچشيم و تلخ‌ترين ميوه آن امروز اضافه شدن جنگى است بر جنگ‌هاى موهوم ديگرى كه اسلام را دين خون و شمشير نشان مىدهد جنگ سرخ و خونين كه بنا به گفته سيف در اين جنگ مسلمانان به سربازان رنجير شده دشمن تاختند و تمام‌شان را از دم شمشير گذراندند و همهء آنان را به هلاكت رسانيدند .