السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
437
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
به نامهاى « محمد بن نويره » و « مقطع بن هيثم بكايى » و « حنظلة بن زياد » يك بار و دو تن از آنان هم به نام « عبدالرحمن بن سياه احمرى » و « مهلب بن عقبه » دو بار در سند روايتهاى هفتگانهء سيف به چشم مىخورد . اين است خلاصه سند و راويان داستان فتح ابله تا به سيف و اما سند آن بعد از سيف بدين ترتيب است كه طبرى آنرا به طور مشروح و ذهبى به طور اختصار هر دو از سيف گرفتهاند و مورخان معروف ديگر هم مانند ابن اثير و ابن كثير همان داستان را به طور مشروح و ابن خلدون به طور خلاصه از طبرى گرفته و در كتابهاىشان براى آيندگان نقل كردهاند بدين گونه اين روايتها به وجود آمده و بدين ترتيب هم ، به كتب تاريخ و مدارك به اصطلاح علمى اسلام راه يافته است . تطبيق و مقايسه ما اگر روايات سيف را با گفتار ديگر تاريخنگاران تطبيق و مقايسه كنيم به اين حقيقت خواهيم رسيد كه روايات سيف در اين مورد نه تنها از نظر سند مخدوش و باطل است بلكه از نظر متن باطلتر و جعلى بودن آن روشنتر است زيرا سيف در اين روايات دو داستان مجزا از هم را كه يكى داستان فتح ابله و آن ديگرى داستان مبارزه خالد با هرمز مىباشد به هم پيوند زد و از آن دو پس از تحريف و رنگآميزى داستان سومى ساخته است كه در روايات هفتگانه وى ملاحظه فرموديد اينك اصل آن دو داستان را در روايات تاريخنگاران ديگر مىخوانيد : 1 . فتح ابله طبرى در تاريخ خود پس از آن كه روايات هفتگانه سيف را در بارهء فتح ابله در حوادث سال 12 هجرى نقل مىكند مىگويد : اين روايات كه در بارهء فتح ابله از سيف به ما رسيده مخالف گفتار مورّخين معتبر و تواريخ صحيح است زيرا فتح ابله در سال چهارده هجرى در دوران خلافت عمر ، به دست عتبة بن غزوان ، انجام گرفته است كه ما آن را در سلسله حوادث همان سال مفصّلًا وارد خواهيم نمود .