السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

82

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

با آنچه پيش از اين ديديم سيف در روايت‌هايى كه جعل كرده ، رضايت و خشنودى حكومت وقت و مردم عصرش را تأمين نموده بود ، ولى اين جملهء اخير را براى چه ساخته است ؟ جز آن كه سيف - همچنانى كه دانشمندان علم رجال درباره‌اش گفته‌اند - زنديق بوده ، و خواسته تاريخ اسلام را مسخره‌آميز نشان دهد ، علّت ديگرى به نظر نمىرسد . سيف روايت‌هايى از خود جعل كرده كه اصلًا پايه‌اى ندارد . افسانه‌هاى سيف مخصوص خود اوست . در اين افسانه‌ها قهرمانانى وجود دارند كه هنوز مادر روزگار آنان را نزاييده است . امّا پس از انتشار روايات سيف ، آن قهرمانان در رديف رجال اسلام به شمار آمده‌اند ! ما به يارى خداوند اين قهرمانان را در بخش‌هاى بعدى كتاب معرّفى خواهيم كرد . نامداران صحابه در سپاه اسامه در پايان اين بحث مناسب است مختصرى از شرح حال بعضى از صحابه را كه نام‌شان جزء سپاهيان اسامه برده شده است گفته شود : اوّل و دوم : ابوبكر و عمر ، خليفهء اوّل و دوم هستند كه نيازى به بيان شرح حالشان نيست . سوم : ابوعبيدهء جرّاح « 1 » ، در شرح حال‌اش چنين گفته‌اند : « ابو عبيده كنيهء اوست و نام‌اش عامر فرزند عبدالله بن جراح قرشى و مادرش اميمه دختر غنم بن جابر است ، او از سابقين در اسلام بود و از كسانى بوده كه دو بار هجرت نموده‌اند . ابوبكر او را سركردهء لشكرى نمود و به سوريه فرستاد . در سال 18 هجرى در اثر طاعون مشهور به طاعون « عمواس » درگذشت و در محلّى كه اكنون كشور اردن است به خاك سپرده شد . چهارم : سعد وقاص « 2 » ، كنيه‌اش ابو اسحاق و نام پدرش مالك و از قبيلهء زهرهء قريش است . گويند هفتمين نفرى بود كه اسلام آورد . در غزوهء بدر و غزوات بعدى حضور داشته و اوّلين فردى است كه در اسلام به طرف دشمن تبراندازى نموده است . وى سركردهء فاتحين عراق بوده و از طرف عمر فرمانرواى كوفه شد . عمر خطّاب پس از

--> ( 1 ) . رجوع شود به شرح حالش در الاستيعاب ، ج 3 ، ص 2 - 4 و اسد الغابه ، ج 3 ، ص 84 - 86 و اصابه ، ج 2 ، ص 245 . ( 2 ) . رجوع شود به شرح حالش در الاستيعاب ، ج 2 ، 18 - 25 و اسد الغابه ، ج 2 ، ص 290 و در اصابه ، ج 2 ، ص 30 - 36 .