السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

83

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

زخمى كه ابو لؤلؤ به او زد ، سعد را به عضويت شوراى شش نفرى خلافت تعيين نمود . سعد پس از كشته شدن عثمان ، از مردم كناره گرفت ؛ و در زمان خلافت معاويه در محل سكناى خود كه « عقيق » نام داشت و خارج مدينه بود ، درگذشت . جنازه‌اش را به مدينه بردند و در بقيع به خاك سپردند . پنجم : سعيد بن زيد « 1 » ، سعيد از عشيرهء عدى وابسته به قريش و عموزادهء عمر خطّاب فاطمه خواهر عمر و سعيد عموزاده‌اش پيش از عمر اسلام آوردند . عمر چون از اين امر اطّلاع پيدا كرد روانهء خانهء ايشان شد و چنان سيلى بر صورت خواهر خود نواخت كه خون جارى شد ، امّا بىدرنگ دلش بر حال خواهرش رقت آورد و مسلمان شد ! ! ! سعيد در سال پنجاه و يك هجرى وفات نموده ، در مدينه به خاك سپرده شد . ششم : اسامه « 2 » ، پدر اسامه ، زيد بن حارثهء كلبى غلام آزاد شدهء پيغمبر ( ص ) بود . اسامه اوايل طلوع اسلام متولّد شد و زمان خلافت معاويه از دنيا رفت . هدف پيامبر ( ص ) از اعزام سپاه اسامه عملى كه از پيامبر اكرم ( ص ) در ساعات آخر زندگى سرزد ، بسيار شگفت‌انگيز است . عدّه‌اى كه نام برديم از صحابه و جمعى ديگر از بزرگان اصحاب خود را با اصرارى وافر مىخواست از مدينه تا مرز سوريه و شام بيرون بفرستد و از مركز اسلامى دورشان سازد . بدين منظور آنان را مجبور ساخت كه زير پرچم و فرماندهى اسامه باشند ؛ يعنى كسى كه پدر و مادرش هردو برده بودند و پيامبر ( ص ) آزادشان كرده بود . چرا پيغمبر ( ص ) افراد نامبرده را به فرماندهى اسامه از مدينه كه در آن زمان پايتخت كشور اسلامى بود ، دور مىكرد در چنين موقعيت حسّاسى على ( ع ) را بر بالين خود نگاه مىداشت ؟ ! !

--> ( 1 ) . به شرح حال او در اسد الغابه ، ج 2 ، ص 308 و اصابه و استيعاب مراجعه شود . ( 2 ) . به استيعاب ، ج 1 ، ص 34 و اسد الغابه ، ج 1 ، ص 64 و اصابه ، ج 1 ، ص 26 مراجعه شود .