الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : مولائى نيا )

29

تناسب آيات ( فارسى )

خودش ، يكباره از خود انعطاف نشان داده ، و راهى بر خلاف مسير اولين خويش مىرود . و اين مطلب شايد بخاطر حصول خوف و رجاء نسبت به پروردگار ، يكباره در دل كسى ايجاد شده و حالت يأس و غرور ، به طور كلى طرد گردد . و اين از بزرگترين تربيتهاى نفوس بشرى است كه نااميدى و يأس ، نمىتواند او را زمين‌گير و مجبور نمايد ، اگر چه در طول حيات و زندگى پيشين خود ، بر تمرّد و عصيان بوده است . و هرگز عجب و غرور او را نمىگيرد اگر چه در بعد كمالات نفسانى ، مدارج كمال را هم طىّ نمايد . اين وجه با معناى جبر سازگار نيست بلكه خلاف آن را مىرساند . وجه دوم : اسلام دعوت مىنمايد به سوى حيات ابدى و سعادتمندانه و بسيار بلند و عالى كه در سايهء آن ، بشر مىتواند تا آخرين درجهء ممكن رشد نموده ، و به نهايت كمال نائل شود ، چنان كه در صورت پشت پا زدن به دعوت اسلام و عدم پذيرش آن ، قلب مىميرد و به همين وسيله ، معالم انسانيت در نفوس ، حالت مردن به خود مىگيرد و كرامت انسانى از بين مىرود ، چنان كه باد با وزيدن به طور سريع از انسان فاصله مىگيرد . در اين صورت اين ديگر انسان نيست ، بلكه حيوان درنده‌اى است در قالب انسان كه از انسانيت بويى نبرده است . اينجاست كه انسان از قلّهء رفيع و شامخ انسانيّت ، به حضيض حيوانيت و ابتذال ، سقوط مىنمايد ، چنان كه مىفرمايد : وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ « 1 » .

--> ( 1 ) يعنى : و اگر ما به مشيّت نافذ خود مىخواستيم به آن آيات ، او را رفعت مقام مىبخشيديم ليكن او به زمين فروماند و پيرو هواى نفس گرديد و در اين صورت مثل او و حكايت حال او به سگى ماند كه اگر او را تعقيب كنى و يا او را به حال خود واگذارى به عوعو زبان كشد اى