الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )

28

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )

بَعْدِ ما عَقَلُوهُ ؛ « 1 » با آنكه گروهى از آنان سخنان خدا را مىشنيدند ، سپس آن را بعد از فهميدنش تحريف مىكردند » ؛ يعنى بعد از آنكه دانستند معناى حقيقى - كه مراد الهى است - بر خلاف مصالح ايشان است ، آن را به نفع مقاصد خود تحريف نمودند . از همينجاست كه طبرسى و پيش از او شيخ طوسى از اين گونه تحريف ، به سوء تأويل تعبير كرده‌اند . مرحوم شيخ در تبيان مىگويد : « تحريف ، دوگونه است : سوء تأويل و نيز تغيير و تبديل » « 2 » ؛ يعنى لهجه كلام به‌گونه‌اى كه معنا به واسطه آن دگرگون شود تغيير يابد ؛ چنان كه در آيه 78 سوره آل عمران آمده است . شيخ محمد عبده مىگويد : « از جمله معانى تحريف ، تأويل گفتار است ؛ به اين معنا كه آن را بر غير از معناى موضوع له حمل نمايند . آنچه از معناى تحريف متبادر است همين معناست ؛ زيرا دستاويز آنان در انكار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و انكار نبوت ايشان همين معنا بوده است ؛ از اينرو بشارت نبوت ايشان را همچنان تأويل مىكنند » . « 3 » مقصود عبده اين است : آنچه از واژه تحريف در اين آيات به ذهن مىرسد ، تحريف معنايى است و آنچه به ايشان جرأت داد تا بشارت‌ها را تأويل كنند و بدين طريق راه انكار نبوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر ايشان هموار شود ، تحريف معنوى بوده است . زمخشرى در تفسير آيه شريفه « يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ » « 4 » مىگويد : « كلام را از جايگاه [ بايستهء ] خود منحرف مىسازند » « 5 » ؛ زيرا لفظ اگر بر طبق ظاهر يا بر حسب قراين تفسير نگردد از جايگاه خود كنار زده مىشود . خلاصه آنكه : تحريف عهدين ( عهد عتيق و عهد جديد ) - كه در قرآن به آن اشاره شده است - يا به سوءتأويل بوده است ؛ بدين معنا كه بر خلاف حقيقت - بدون آنكه در واژه كتاب دست ببرند - در آنها تصرف مىكردند ؛ يا اينكه افزون بر آن تلفظ واژگان كتاب را - به هنگام تكلم - تغيير مىدادند . چنان كه خداوند مىفرمايد : « وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتابِ وَ ما هُوَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ؛ « 6 » و از ميان آنان گروهى

--> ( 1 ) . بقره 2 : 75 . ( 2 ) . التبيان ، ج 3 ، ص 470 . ( 3 ) . المنار ، ج 5 ، ص 140 . ( 4 ) . نساء 4 : 46 و مائده 5 : 13 . ( 5 ) . الكشاف ، ج 1 ، ص 633 . ( 6 ) . آل عمران 3 : 78 .