الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )
117
صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )
هيچ سويى بدان راه نمىيابد و به خداوند حكيم و حميد تعلق دارد . « 1 » محدثان پيشين نيز از زمان شيخ صدوق تا دوره شيخ حر عاملى و فيض كاشانى همگام با محققين ، احتمال تحريف را به شدت انكار نمودهاند ، تنها همين گروه تندرو هستند كه با هدف ابطال حجيت قرآن ، انديشه تحريف در اذهان سستشان خلجان كرد و باورمندانه آن را ترويج نمودند ؛ گروهى كه داغ گمنامى بر پيشانى دارند و پردههاى جهل و نادانى انديشه آنان را مقهور ساخته و رأيشان را با سطحىنگرى و سادهانديشى درهم آميخته است . ايشان در اثر دورى و حرمان از خرمن علمى دانشمندان و انديشوران - كه در مراكز علم و پژوهش گرد آمدهاند - به خامانديشى و سادهدلى نامبردار گشتهاند . سر آنكه كتابهاى آنان نيز به كتب بزرگان شيعه كه از تحقيقات ژرف و بديع در اصول و فروع دين لبريز است هيچ شباهتى ندارد همين سطحى بودن انديشه ايشان است . مرحوم سيد نعمت اللّه جزايرى « 2 » ( 1112 - 1050 ) كه بهعنوان چهره شاخص اين گروه شناخته شده است براساس پارهاى از روايات سست ، فكر تحريف قرآن را براى اولين بار مطرح ساخته است و از سر سادگى بسيار به مطالب عجيب و غريب
--> ( 1 ) . فصلت 41 : 42 . ( 2 ) . او در كتاب « منبع الحياة » مىكوشد تا اثبات كند تقليد از اموات ، جايز است . اين سخن در راستاى اخبارىگرى و شبيه به نظر عامه ( اهل سنت ) است ؛ زيرا آنان معتقدند راه اجتهاد مسدود است و بايد از اموات تقليد كرد ؛ در مقابل مجتهدان خاصه كه مىگويند باب اجتهاد باز است و لازم است به آراء فقيهان زنده مراجعه نمود . سيد نعمت اللّه جزايرى اولين كسى است - در ميان شيعه - كه مسأله تحريف قرآن را بهعنوان بحثى مستقل مطرح نموده و بر اين اساس ، براى اثبات عدم حجيت ظواهر قرآن ، به دلايلى - مبتنى بر روايات ضعيف و اخبار شاذ - استدلال نموده است . برخى از نوادگان ايشان - از اينكه به جدشان نسبت اخبارىگرى دادهام - به اين جانب اعتراض كردهاند . با وجود اين بايد پرسيد : راستى چرا كتاب ايشان با اصرار زياد و بهطور مكرر در مهمترين مراكز نشر جهان اسلام - بغداد و بيروت - چاپ مىشود ؟ سرّ اين كار چيزى نيست جز آنكه دشمنان اسلام به دنبال آنند تا با نشر اين كتاب « منبع الحياة » از منزلت قرآن كاسته و حرمت و قداست معجزه جاودانه اسلام را شكسته و مقدسات مسلمانان - بهويژه عقيده شيعه - را لكهدار نمايند . اگر نوادگان ايشان طالب آنند كه از شأن و منزلت جد خويش دفاع نمايند بهتر است از حريم دين و مذهب خود دفاع كنند و از انتشار اين گونه كتابها - كه عين بىراههاند و گمراهى ديگران را فراهم مىآورند و با تاريخ سراسر تابناك و بلند شيعه سر ناسازگارى دارند - ممانعت نمايند .