الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )

118

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )

روى آورده و كتاب‌هاى خود را از داستان‌ها و افسانه‌هايى كه در آثار عالمان نام‌آور ما سابقه نداشته ، پر ساخته است . ( خداوند او را ببخشد ) ؛ در حالىكه مرحوم صدوق به‌عنوان يك محدث ، در ديباچه كتاب من لا يحضره الفقيه چنين نگاشته است : « هدف من در اين كتاب آن نيست كه همچون ديگر نويسندگان هرچه را ديده‌ام روايت كنم ؛ بلكه قصدم آن است تا آنچه را فتواى من است و صحت آن را بازيافته‌ام و معتقدم كه بين خود و خداى خود حجت است در اين كتاب گردآورم ؛ به همين دليل تمامى آنچه را كه در اين كتاب روايت شده است از كتب مشهورى كه همگان بر آن اعتماد نموده و مرجع آنان است ، استخراج نموده‌ام » ، اما محدث جزايرى چنين آورده است : « ما تمامى احاديث كتب اربعه را كه از محمدين ثلاث است [ به وساطت مردى كه مجهول الحسب و مجهول النسب است و بين او و محمدين ثلاث قرن‌ها فاصله افتاده است ] روايت مىكنيم » . سادگى فاجعه‌آميز مرحوم جزايرى از معروفترين اساتيد خود ، سيد بحرانى حكايت مىكند كه استادش « حرفوشى » آورده است : « روزى در مسجدى دورافتاده در دمشق مردى را ملاقات نمودم كه ادعا مىكرد نامش معمّر ابو الدنيا است . او مىگفت : من با على و تمامى ائمه مصاحبت داشته و از هريك ، حديث استماع كرده‌ام و نيز مستقيما از تمامى مشايخ حديث و صاحبان كتب اربعه مستقيما و بدون واسطه روايت كرده‌ام . من ( حرفوشى ) وقت را غنيمت شمردم و از او اجازه روايت گرفتم » . استاد جزايرى چنين مىگويد : « ما از آن روز با همين سند كوتاه ، از صاحبان كتب اربعه روايت مىكنيم » . سيد نعمت اللّه جزايرى با شادمانى مضاعف از اين رويداد ناگهانى مىگويد : « ما نيز به وساطت شيخمان با همين سند كوتاه از صاحبان كتب اربعه روايت مىكنيم » . « 1 » كتاب ديگر اين محدث انوار نعمانيه است كه از بهترين تأليفات او و از نظر

--> ( 1 ) . الانوار النعمانيه ، ج 2 ، ص 7 ، براى نمونه روايت او با همين سند سست در جلد 2 صفحه 382 نيز در ضمن يك قصه خيالى محض آمده است .