الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )
6
صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )
است كه در روايات رسيده از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درباره قرآن ، هرگز به تحريف از نوع اول يعنى تحريف لفظى - در قالبهاى جعل و وضع - اشاره نشده است . در روايتى كه از امام باقر عليه السّلام درباره تحريف قرآن رسيده است ، بر تحريف معنوى آن تصريح شده است . آنجا كه مىفرمايد : « و كان من نبذهم الكتاب أن أقاموا حروفه و حرّفوا حدوده . . . ؛ « 1 » اينان بدينگونه قرآن را به دور افكندند كه حروف ( الفاظ ) آن را پاس داشتند اما حدود آن را تحريف نمودند » . مسلمانان درباره وقوع تحريف معنوى در قرآن اختلافى ندارند . آنچه در ميان ايشان اختلافبرانگيز شده ، تحريف لفظى است . با اين حال ، همگان مىدانند كه تحريف لفظى - از نوع تحريف به افزودن - در قرآن راه نيافته است ؛ زيرا چنين ادعايى مستلزم آمدن گفتارى همسان با قرآن و فروپاشى هماوردطلبى و در نتيجه بطلان اعجاز قرآن است ، در اين صورت بنياد اسلام فرو خواهد ريخت ؛ بنابراين محل نزاع ، تحريف لفظى از نوع كاستن در قرآن است . ابتدا بايد دانست كه ادعاى وقوع اين نوع از تحريف در قرآن ، از ميان هردو فرقهء عظيم اسلامى - سنى و شيعه - مدافع يا مدافعانى دارد . زيرا اگر ادعاى تحريف بهمعناى يادكرد رواياتى دال بر تحريف ، در جوامع روايى باشد ، نيك مىدانيم كه اين دسته از روايات ، در كتب روايى اهل سنت به مراتب بيشتر از كتب روايى شيعه منعكس شده است ؛ و اگر بهمعناى ارائه نظرگاهى توسط انديشمندى باشد ، باز مىدانيم كه اگر در شيعه محدث نورى دست به تأليف كتاب فصل الخطاب في تحريف كتاب ربّ الارباب زده است ، در ميان اهل سنت نيز ابن الخطيب محمد محمد عبد اللطيف از دانشمندان معروف مصر با نگارش كتاب الفرقان بر اين نظرگاه پاى فشرده است . از اينرو نسبت دادن ادعاى تحريف به شيعه ، نسبتى است ظالمانه كه تنها به منظور ايجاد شكاف بين پيروان مذاهب اسلامى از سوى دشمنان دين دنبال مىگردد .
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 53 .