الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : نصيرى )

96

صيانة القرآن من التحريف ( تحريف ناپذيرى قرآن ) ( فارسى )

بىاساس اعلام نمودند و با دلايل فراوان و قانع‌كننده اثبات نمودند قرآنى كه اينك در دست ماست - بىهيچ كاستى يا فزونى يا تبديل و يا تغيير - همان قرآنى است كه از سوى خداوند بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل شده است . پس دور از انصاف است كه اهل سنت ، شيعه را به دليل وجود رواياتى كه در نزد ايشان بىاساس اعلام شده و خود ايشان از آن اظهار برائت كرده‌اند سرزنش نمايد ؛ اما از وجود رواياتى در صحاح سته خود در همين زمينه دم فروبندد ؟ » . « 1 » آنچه گفته شد گواهىهاى صادقانه‌اى است از طرف محققان عامه مبنى بر پيراسته بودن دامن علماى شيعه از تهمت تحريف و اينكه تحريف جز از سوى گروهى اندك و ناچيز كه در محافل معروف شيعه سخت بىاعتبارند ، هرگز از سوى دانشمندان محقق پذيرفته نشده است ؛ همانگونه كه در ميان محققان عامه تنها حشويه هستند كه به تحريف متمايل شده‌اند و آنان نيز در مجامع علمى عامه بىمقدار و زبونند . اين ، حقيقتى است مانند آفتاب روشن - بىذره‌اى غبار بر چهره آن - كه نمىتوان عقيده‌اى را به فرقه‌اى نسبت داد در حالىكه شخصيت‌هاى ممتاز و شاخص آن مذهب خلاف آن را اظهار نموده و مىنمايند . بارى شايد حقيقت امر بر پاره‌اى از نويسندگان پوشيده مانده و چهره حق مه‌آلود بوده است كه - مانند افكندن تيرى بىهدف - به شيعه تهمت تحريف روا داشته‌اند . ابن حزم ظاهرى به استثناى سيد مرتضى و شيخ مفيد و شيخ طوسى ، شيعه را به‌طور عموم به قول به تحريف متهم مىسازد ؛ او مىگويد : « از جمله عقايد اماميه در گذشته و حال آن است كه مىگويند قرآن مبدل شده و دچار فزونى و كاستى بسيار گرديده است ؛ در بين ايشان فقط على بن حسين ( مرتضى علم الهدى ) است كه امامى است و به اعتزال تظاهر مىكند . با اين حال منكر اين رأى شده و معتقد به تحريف را تكفير نموده است . در اين راه ابو يعلى ميلاد طوسى و ابو القاسم رازى با او همراهند » . « 2 »

--> ( 1 ) . دكتر تيجانى ، لأكون مع الصادقين ، ص 271 - 259 . ( 2 ) . ر . ك : الفصل فى الملل و النحل ، ج 4 ، ص 182 ، ابو يعلى همان شريف محمد بن حمزه طالبى ( م 463 ) است . او همان كسى است كه غسل شريف مرتضى را به عهده داشت ( تهرانى ، طبقات اعلام القرن الخامس ، ص 127 )