الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : شهرابى )
179
صيانة القرآن من التحريف ( مصونيت قرآن از تحريف ) ( فارسى )
مصحف زدود ، زيرا وجود آنها با استمرار سلطنتش منافات داشت و دو يار سابقش از حذف آن غفلت ورزيده بودند . از اينها گذشته ، مصحفهايى كه خود عثمان به مناطق مختلف فرستاد باهم فرق داشتند . همهء اينها دليل قطعى وقوع تحريفند . » « 1 » مىدانيم كه برنامهء توحيد مصاحف در پيش چشم اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و با موافقت و همراهى آنان صورت گرفت « 2 » و در هيچيك از برنامهها چيزىكه دليل روى دادن تحريف به دست عثمان يا دو همتايش باشد وجود ندارد و ما نمىدانيم نورى از كجا فهميده كه اين برنامهها دلالت بر تحريف دارند ؟ خودش هم متوجه سستى استنباطش شده ، مىگويد : « درست است كه ادعاى [ تحريف و ] سقوط بخشهايى از قرآن را بدون دليل نمىتوان پذيرفت « 3 » ، ولى اطمينان نداريم كه جمعآورى دوم قرآن مطابق جمعآورى نخستين بوده است ، چرا كه عدالت ، دقت و انضباط نسخهبرداران آن ، مورد اطمينان نيست . » با مطالعهء جريان توحيد مصاحف ، انسان اطمينان پيدا مىكند كه متن اصلى هيچگونه تغييرى نيافته است ، فقط رسم الخط و طرز نوشتن آن دو جمع ، باهم فرق مىكرد و رسم الخط ارتباطى با موضوع تحريف ندارد . از اينجا روشن مىشود كه اختلاف مصحفهاى شهرهاى مختلف نيز ارتباطى با موضوع بحث ندارد . « 4 » 8 - دليل هشتم پارهاى روايات است كه حشويّهء اهل سنت روايت كرده و
--> ( 1 ) . فصل الخطاب ، صص 149 - 170 . ( 2 ) . التمهيد ، ج 1 ، ص 340 : در بحثهاى قبل نوشتيم كه امام امير المؤمنين عليه السّلام هم با اصل اين برنامه موافق بود ، و سيد رضى الدين ابن طاووس ، سعد السعود ، ص 278 : اين كار عثمان ، با صلاحديد مولا على بن ابى طالب عليه السّلام انجام شد . ( 3 ) . اين سخن او نشان مىدهد كه دلايل خود را براى اثبات مدّعايش كافى نمىداند . ر . ك : فصل الخطاب ، ص 135 . ( 4 ) . التمهيد ، ج 1 ، ص 334 به بعد .