العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

437

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

نمىشنوند ، غائبيني كه كسى انتظارشان را ندارد ، حاضرانى كه نميتوانند حاضر شوند همانا آنان جمع بودند و پراكنده شدند مهربان بودند و از هم جدا شدند فاصله گرفتند ، نه درازى پيمانشان و نه دور شدن جايشان كور شد خبرهايشان كر شد ديارشان ولى ايشان نوشيدند شرابى كه گويائى آنان را تبديل بگنگى كرد گوششان را كر نمود جنبش‌شان تبديل به آرامى شد . پس گويا ايشان در وصف حال بخواب افتاده‌اند همسايگانند كه با يك ديگر انس ندارند ، دوستانند كه يك ديگر را زيارت نميكنند وسيله‌ى شناخت يك ديگر از ميان رفته وسيله‌هاى برادرى از ميانشان جدا شده با اينكه جمعند همه تنهايند در صورتى كه دوستند از هم جدايند نميدانند شب و روز كى است در هر يك از شب و روز كوچ كنند برايشان درازتر از ديگرى باشد مشاهده كردند از نابودى خانه‌هايشان چيزى را ننگ آورتر از آنچه كه ميترسيدند و ديدند از نشانه‌هاى آنها بزرگتر از آنچه را كه بخردهايشان تصور ميكردند پس اين دو سرانجام كشيده شده برايشان تا قرارگاه آنان ( بهشت يا جهنم ) پس گذشته از اينكه برسد آنها را بيم بيم دهنده يا اميد اميدوار و اگر بخواهند از آن سخن گويند عاجز مانند از تعريف كردن آنچه را كه ديده‌اند و مشاهده نموده‌اند و اگر گنگ شود نشانه‌هايشان ، و جدا شده گزارشهايشان هر آينه بر گردد در ايشان بعد از مرگ چشمهاى عبرت بين ، و بشنود صدايشان را گوشهاى خردها سخن گويند نه با نطق و بيان . پس گويند ترش شود چهره‌ى نيكويشان و پراكنده شد بدنهاى متنعم پوشيديم لباسهاى كهنه را و سخت گرفت بر ما تنگى قبر ترس و وحشت بر ما وارد شد و خراب شد مكانهاى خاموش ( قبر ) نابود شد نيكيهاى بدنهايمان و زشت شد چهره‌هاى زيبايمان ، و بدرازا كشيد ايستادن ما در مسكنهاى وحشت ، از غصه فرجى نيافتيم از تنگى قبر وسعتى نديديم اگر آنان را در نظرت مجسم كنى يا پرده براى تو از ايشان بر طرف شود و حال اينكه گوشهايشان پر از كرمها و كر شده