العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

432

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

رياضت را ، گويا مخاطب بمواعظ سواى اين دلهاست ، گويا رشد در گردآوردن دنياست . بدانيد كه گذرگاه شما بر صراط است و مكانهائى كه قدم را مىلغزاند ناگهان ، و بيمهاي لغزشهاى آن ، چندين بار است ترس آن ، بپرهيزيد خدا را پرهيز كردن خردمندى كه دلش سرگرم انديشه است و ترس بدنش را به رنج افكنده و بيدار خوابى شب‌زنده‌دارى خوابش را كم كرده اميد ثواب سبب تشنگى روزش گرديده پس منع كرده است ترس شهوتهايش را و زبانش را بذكر وادار كرده ، ترس بوقتش پيش انداخته و ميل كرده است راه را از راه روشنش و پيموده است نزديكترين راه را بسوي هدفش و درهم نپيچيد او را وسوسه‌هاى شيطان و ترسيده نشد بر او كارهاى مشتبه پيروزشونده است بمژده‌ى بهشت و راحتى زندگى در نعمت‌هاى خواب است ، روزش را ايمن است . بتحقيق عبور مىكند از محل عبور آخرت پسنديده ، پيش مىفرستد توشه‌ى دنيا را خوشبخت ، و پيشى ميگيرد باعمال از ترس و سرعت مىكند در دنيا و مدت زندگيش و ميل مىكند در جستن خوبى و از ترس ميرود و ميل پيدا مىكند در امروز فردايش را و نگاه مىكند از جهت سفر جلوش را ، پس كافيست براى بهشت ثواب و بخشش ، كافيست براى آتش كيفر و سختى او و كافيست خدا را از نظر انتقام و يارى كردن ، و كافيست به قرآن حجت و خصم . و از همان خطبه است : آيا اين است آن كسى كه در تاريكى رحمها پديد آورد و رحم را جايگاه نطفه‌ى آسوده و علقه محو شده و جنين و شيرخوار قرار داد و پسرى بالغ بعد به او دلى حفظكننده بخشيد و زبانى سخنور و چشمى نگاه‌كننده تا بفهمد و عبرت‌گيرنده باشد جلوگيرى مىكند و نگاه مىدارد تا زمانى كه به پا خيزد و خلقتش مساوى شود و بسر حد نمو رسد فرار كرد در حال خود - خواهى ، گيج و سرگردان شد در طلب آب دلو را سرازير ميكرد تا پر شود برنج اندازد خود را از جهت كوشش دنيايش در لذتهايى كه شادش كرده است