العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
375
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
فرمود : در حالى كه آنان را اندرز ميداد در انتظار وعدهگاههاى مرگها باشيد ، آنها را با كردار نيك خريدارى كنيد ميل بسوى گنجينهاى مالها مكنيد تا شما را فريبهاى آرزوها واگذارد ، همانا دنيا فريبنده ، سقوط دهنده ، گول زننده ، نيرنگ باز سحركننده است نهرهايش درخشنده ميوههايش رسيده ، ظاهرش شادى باطنش فريب است شما را با دندانهاى آرزوها مىخورد ، نابود مىكند شما را با نابودى مصيبتها براى ايشان در دنيا فرزند مرگ است كه آرايش آن را اختيار و درجهى آن را جستجو ميكنند مرد را بىخبر كند و از اين جهت مرد دلباختهى بلذتهاى دنياست ، جايگزين شاديهاى اوست ، ايمن از فريبهايش ، چرخيده است بر شما با دگرگونىهايش ، تير مرگ بسويتان افكنده . دنيا روحهاى شما را مىكند كندنى و حال اينكه شما براى دنيا گرد مىآوريد و براى مردن ميزائيد ، بسوى گورستان انتقال داده ميشويد ، به روى خاك ميخوابيد ، تسليم كرمها ميشويد ، بسوى حساب برانگيخته ميشويد . اى صاحبان حيلهها و رأيها و فهمها و خبرها به ياد آوريد جايگاه سقوط پدرانتان را ، گويا نفسها از شما گرفته مىشود بدنها برهنه ميگردد ، مالها بخش مىشود ، پس ميگرديد اى صاحبان وقار و هيبت و جمال بسوى منزل پراكندگى و محله خاكى پس بر جبينت در لحد ميخوابى در منزلى كه ديد و بازديد كم است ، كارگردانانش بيزار ، تا اينكه قبر شكافته و بسوى قيامت برانگيخته شود پس اگر سرانجامت بسعادت و خوشبختى پايان پذيرد بسوى شادمانى ميگردد ، تو پادشاه فرمانبردار شده ، ايمنى كه ناراحتى ندارى ، پسرانى بدور شما ميچرخند گويا ايشان لؤلؤ باشند با جامهائى از شراب جارى سفيد كه لذت بخش است براى نوشندگان ، مردمان بهشت در آن در نعمتند ، اهل آتش در آن در عذابند ، بهشتيان در جامههاى سندس و ابريشم ميبالند دوزخيان در جهنم زيرورو ميشوند ، ايشان جمجمههايشان پر از مشك مىشود ، آنان بگرزهاى آتشين كوبيده ميشوند ، اينان را حوريان