العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

355

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

خود است ، هميشه در انديشه است بيخوابى شب او طولانى است ، رو گردان و دلتنگ از دنياست ، رنجكش براى ديگر سر او نگهبان آن مرديكه شكيبائى را مركب نجات خود ساخته ، پرهيزكارى را پس‌انداز وفات و درمان دردهاى درونش پرداخته است عبرت گرفته و سنجيده ، از دنيا و مردمش رنجيده براى فهم دين دانش آموخته ، دلش از ياد معاد سنگين بار است ، بستر راحتش را برچيده ، بالش نرم را بدور انداخته ، به روى دو پا ايستاده ، درون عبايش خزيده ، براى خداى عز و جل خاشع است ، بنوبت روى و دو كف را بر خاك مىنهد در نهان از پروردگارش هراسان است ، اشگش ريزد و دلش مىطپد ، سيل اشك از ديده‌اش روانست ، بندهايش از بيم خداى عز و جل لرزان ، ميلش بدان چه پيش خداست بزرگ است و هراسش از او سترك ، بگذران معاش راضى ، عيانش كمتر از نهان است ، به كمتر از آنچه كه مىداند اكتفا مىكند ايشان امانتهاى خدايند در شهرهايش ، بوسيله اينان خدا از بندگانش بلا را بر طرف كند اگر يكى از آنان بخداى جل ذكره سوگند ياد كند آن را انجام دهد . اگر بر كسى نفرين كند خدا او را يارى كند و رفع ستم از او نمايد ، از او بشنود هر گاه با وى مناجات كند ، اجابتش نمايد ، هر گاه دعا كند ، خداوند سرانجام خوب را براى پرهيزكار مقرر داشته ، بهشت را براى متقين جايگاه ساخته كه در آن بهترين خواسته را دارند گويند : « سبحانك اللهم » مولايشان بدان چه آنان را داده است دعوت كرده و آخرين خواسته‌ى آنان اين است كه : « الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » . 31 - سخنرانى امير المؤمنين ( ع ) در روز جمعه سپاس خدا را سزاست كه شايسته‌ى سزاست ، سرآغاز و سرانجام آنست و جايگاه آن آغازكننده نقش آفرين ، برترين و الا و بزرگوار ، عزيزترين هستى و كرامت شعار بكبريائى يگانه بهر گونه نعمت يكتا ، بعزت خود چيره است ، بقهر خود مسلط بنيروى خود منيع است بنيروى خود مقتدر ، بجبروت