العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

349

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

از كنار قبرش دوست ، همراز ، فاميل و رفيقش برگردند همنشين و دوستش عوض شوند و آن قبر است و همنشين حشرات شود در بدنش كرمهاى قبر راه روند و چرك بدنش از دماغش بيرون آيد و بدنش را خاك قبر كهنه كند و خونش جارى شود ، استخوانش بپوسد تا روز قيامت پس او را از قبر بيرون آورند و در صور دميده شود ، خوانده شود براى برانگيخته شدن ، پس در اين هنگام گورستان زير و رو شود و آشكار شود سرشت سينه‌ها ، هر پيامبر و راستگو و شهيد و سخنگوئى آورده مىشود و بجاى نشيند براى قضاوت توانائى كه به بنده‌اش آگاه و بيناست و چقدر اندو بجنبش آيد براى او در جايگاه هولناك و محل بزرگ در برابر پادشاهى بزرگ كه بكوچك و بزرگ كردار بنده داناست . پس در اين هنگام عرقش او را لجام كند اضطرابش او را شرمنده كند ، گريه‌اش بيفايده ، فريادش را كسى نمىشنود ، نامه‌اش آشكار شود ، لغزشش روشن شود ، سپس نگاه ميكنند در كردار بدش و گواهى ميدهد چشمش بنگاهش دستش بزدنش ، پايش برفتنش ، پوستش بتماسش ، شرمگاهش بخطايش ، او را نكير و منكر تهديد مىكنند ، پرده برايش برداشته مىشود بهر كجا كه ميگردد ، گردنش بزنجير دستش بغل بسته مىشود تنها كشيده مىشود با ناراحتى سخت وارد جهنم مىشود ، در جهنم عذاب مىشود ، از آبهاى داغ مينوشد كه گوشت صورتش را كباب مىكند و پوستش را مىكند پناه ميخواهد مالك جهنم از او رو برگرداند فرياد مىزند پس چندين سال با پشيمانى درنگ مىكند . پناه ميبرم بپروردگار قدير از بدى هر سر نوشتى و از او خواهش آمرزش داريم از طرف بخشش او ، اوست صاحب پرستش من ، اوست آسان‌كننده‌ى كار من پس كسى كه كنار رفت از عذاب كردن پروردگارش در بهشتش در جوارش قرار گرفته و در كاخهايش جاويدان و متنعم به نعمتهايش گرديده ، مالك حور العين فرزندانشان شده ، در نعمتها زير و رو مىشود از كوزه‌هاى مهر شده بمشك و عنبر