العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

341

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

و بزرگى تن بذلت و خوارى داديد كه هر گاه شما را بجنگ كردن با دشمن مىخوانم ديدگانتان دور مىزند ، گويا به سختى مرگ و رنج و بىهوشى مبتلا شده‌ايد كه راه گفت و شنود شما با من بسته ، در پاسخ سخنانم حيران و سرگردانيد مانند اينكه عقل از شما زايل شده و ديوانه‌ايد ، شما هيچ گاه براى من امين و درستكار نيستيد و نه سپاهى مىباشيد كه ميل بشما داشته باشند و نه ياران توانائى كه نيازمند بشما گردند ، نيستيد شما مگر مانند شترهائى كه ساربانهايشان ناپيدا هستند چون از طرفى گرد آيند از طرف ديگر پراكنده شوند ، سوگند به خدا شما براى افروخته شدن آتش جنگ بد مردمى باشيد با شما نيرنگ ميكنند شما حيله نميكنيد ، شهرهاى شما را تصرف ميكنند شما خشمگين نمىشويد ، دشمن بخواب نميرود ، شما را خواب غفلت ربوده فراموشكار هستيد . سوگند به خدا شكست خورده‌اند كسانى كه با يك ديگر همراهى نكردند ، سوگند به خدا گمان ميكنم اگر جنگ شدت يابد و آتش مرگ افروخته شود شما مانند جدا شدن سر از بدن از پسر ابى طالب جدا خواهيد شد ، سوگند به خدا مرديكه دشمن را بطورى بر خود چيره كند كه گوشتش را بدون اينكه چيزى بر استخوان باقى بماند بخورد و استخوان را شكسته پوستش را جدا سازد ناتوانى و بىحميتى او بسيار و قلب و آنچه او را از اطراف سينه فرا گرفته ضعيف است . اى شنونده ! اگر تو ميخواهى در ناتوانى و بىحميتى مانند اين مرد باش ، و اما من به خدا سوگند پيش از آنكه بدشمن فرصت و توانائى دهم با شمشيرهاى شرفى چنان به او خواهم زد كه ريزه استخوانهاى سر او بپرد ، بازوها و قدمهايش قطع شود پس از كوشش من اختيار فتح و پيروزى با خداست . 23 - قسمتى از سخنرانىهاى آن حضرت ( ع ) پس از رأى دادن حكمين - ستايش ويژه‌ى خداست هر چند روزگار بليّه